ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٢٧ - باب پنجاه و دوم در نكوهش طمع
چنان كه خداوند عالم در قرآن مجيد، در شأن اهل طمع فرموده است كه: اهل طمع، جماعتىاند كه خريدهاند گمراهى و ضلالت را به هدايت، و عذاب را به مغفرت. يعنى: اين را دادهاند و آن را گرفته.
و قال امير المؤمنين عليه السّلام: تفضّل على من شئت فانت اميره
فرموده است حضرت امير عليه السّلام كه: احسان كن به هر كه خواهى تا به حكم:
الانسان عبيد الاحسان، بگردى امير او، چرا كه به مقتضاى: من طلب ذلّ، طلب و طمع از خلق، مورث ذلّت و خوارى است و در زير بار احسان كسى شدن، در حكم رعيّتى و بندگى است، از اين جهت فرمود كه: به هر كه احسان كردى، گرديدى امير او و مولاى او.
و استغن عمّن شئت فانت نظيره
يعنى: استغنا كن از هر كه باشد جز جناب عزّت، تا بوده باشى مانند او. چرا كه چشم طمع و توقّع احسان از غير، كه باعث دنائت تو و رفعت او است، از خود سلب كردهاى، لهذا نظير اويى.
و افتقر إلى من فانت اسيره
يعنى: به هر كه اظهار حاجت خود كردى، به قصد آنكه احسانى از او به تو رسد، گرديدى اسير او. چرا كه اگر احسان به تو كرد، اسير احسان اويى، و اگر احسان نكرد، اسير خفّتى كه به سبب طلب كشيدهاى.
و الطّامع في الخلق منزوع عنه الايمان و هو لا يشعر، لانّ الايمان يحجز بين العبد و بين الطّمع في الخلق، فيقول: يا صاحبى خزائن اللَّه مملوّة من الكرامات (و هو لا يضيع اجر المحسنين)، (و هو لا يضيع اجر من احسن عملا). و ما في ايدى النّاس فانّه مشوب بالعلل و يردّه إلى التّوكّل و القناعة و قصر الامل، و لزوم الطّاعة و الياس من الخلق، فان