ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ١٧٨ - باب بيست و سوم در بيان سلامتى
و من قال لك: انا، فقل أنت
و هر كه در قولى يا فعلى، با تو در مقام ردّ گويد: من، تو در مقام ردّ او مشو و مگو: من. و در صدد مخالفت او مشو و طرف نقيض مگير.
و لا تدّع شيئا و ان احاط به علمك، و تحقّقت به معرفتك
و در هيچ چيز دعوى جزم و قطع مكن، هر چند به گمان خود عالم به او باشى.
چرا كه علم به حقيقت اشياء «كما هي»، مخصوص جناب احديّت است.
و لا تكشف سرّك إلّا لمن هو اشرف منك في الدّين، و انّى تجد الشّرف
و ضمير خود به هيچ كس مگو، مگر به كسى كه ديندارى او از تو زياد يا مساوى باشد، و خاطر تو از او جمع باشد. و كجا مىتوان يافت كسى كه خاطر از او جمع توان كرد؟! چرا كه مؤمن كامل، بسيار كم است، بلكه ناياب است.
و اذا فعلت ذلك اصبت السّلامة، و بقيت مع اللَّه بلا علاقة
هر گاه به عمل آوردى صفات مذكوره را، مىتوان گفت كه: به دست آوردهاى آنچه را كه طلب مىكردى و رسيدهاى به صفت سلامت. و في الجمله موانع و حواجب وصول به بارى تعالى را از خود سلب كردهاى و به او رسيدهاى و به حكم:
«من كان للَّه كان للَّه له».
، معلوم مىشود كه او را نيز به تو التفاتى هست.