ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ١٢٨ - باب شانزدهم در تعريف آداب سجود
پس هر كه در وقت نماز و سجود الهى، دل او متعلّق باشد به غير معبود و به ياد دنيا و شغل دنيا باشد، پس او گويا به نمازى كه وسيله تقرّب الهى است و سلّم رسيدن به جناب احديّت است، معراج تقرّب به غير فهميده، و آلت نزديك شدن به غير تصوّر كرده، گويا مىخواهد به غير او نزديك شود. از آنچه مراد الهى است به مراتب شتّى دور افتاده، اين عين جهل است و نادانى و نفس شقاوت است و نافرمانى.
قال اللَّه تعالى: ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ. (احزاب- ٤)
چنان كه حضرت بارى «عزّ اسمه» در قرآن عزيز فرموده كه: نگردانيده است حضرت بارى تعالى، از براى هيچ نفس دو دل، تا تواند به يك دل متوجّه خدا بود و به ديگرى متوجّه غير او. پس هر كه متوجّه به غير خدا است، متوجّه به خدا نيست و بالعكس.
قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: قال اللَّه تعالى: لا اطّلع على قلب عبد فاعلم فيه حبّ الاخلاص لطاعتى لوجهى، و ابتغاء مرضاتى، إلّا تولّيت تقويمه و سياسته
حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله از جناب احديّت نقل مىفرمايد كه: او، «عزّ اسمه»، فرموده است كه: هر گاه من مطّلع شوم بر دل مؤمن و بدانم كه او دوست مىدارد بندگى مرا، و در بندگى من ثابت و راسخ است، من مباشر تقويم و سياست او مىشوم. يعنى: او را در نظر خلايق عزيز و محترم مىدارم و هيبت و سياست او را در دلهاى مردم مىاندازم. يا آنكه من متكفّل احوال او مىشوم و جميع ما يحتاج او را از قليل و كثير و جليل و حقير، از براى او مهيّا مىكنم.
و من اشتغل في صلاته بغيرى، فهو من المستهزئين بنفسه، مكتوب اسمه في ديوان الخاسرين.