با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤ - گفتار عالمان در كفر يزيد
٧. كياهراسى: وى گويد: يزيد نردباز است، با يوز پلنگ شكار مىكند، تارك نماز، دايم الخمر و قاتل خاندان پيامبر (ص) است و در شعرش به روشنى بر كفر تصريح دارد. [١]
٨. سبط ابن جوزى: او پس از ذكر استناد ابن عقيل به اشعار يزيد بر كفر و زندقه وى گويد: از جمله اين اشعار او است:
«اگر فزونى سرمايش (سرماى شراب) زمين را نسوده بود،
من هنگام تيمّم به خاك دست نمىكشيدم.»
از ديگر اشعار او شعرى است كه مىگويد:
«هنگامى كه آن شتران با بارشان آشكار شدند و ...»- كه پيش از اين آورديم-.
ديگر شعر او اين است:
«اى گروه نديمان برخيزيد و صداى آواز را بشنويد،
جامى پيوسته بنوشيد و ياد منزلها را واگذاريد،
آواز عود مرا از صداى اذان به خود مشغول داشته است،
من سيه چشمان را دادم و باده را در «دنان» گرفتم.»
همچنين بسيارى اشعارى ديگر كه از ديوانش نقل كردم. از اين رو اين امّت، حكومت او را بر خود ننگ مىشمارد، تا آنجا كه ابو العلاى معرّى با اشاره به زشتى اين كار مىگويد:
«مىبينم كه روزگار هر كار زشتى را انجام مىدهد،
در نتيجه بر شگفتى من چيزى افزوده نمىشود
آيا اين قريشيان نبودند كه حسين را كشتند،
در حالى كه يزيد تكيه بر مسند خلافت زده بود.»
٩. ابن عساكر: از ابن عساكر نقل شده كه گفت: قصيدهاى به يزيد منسوب است كه از جمله اشعارش اينها است:
«اى كاش پدرانم كه در بدر كشته شدند،
ناله كشتگان از دم شمشير خزرج را مىشنيدند،
[١] . جواهر المطالب، ج ٢، ص ٣٠١.