با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨١ - استمرار گريه و اندوه امام زين العابدين(ع)
سال براى حسين (ع) گريست. هر گاه طعام نزدش مىگذاشتند گريه مىكرد، تا آنكه يكى از غلامانش گفت: فداى شما گردم، اى فرزند رسول خدا (ص)! من بيمناك هلاك شما هستم. فرمود: من شكايت غم و اندوهم را نزد خداوند مىبرم و از خداوند چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد. من هر گاه شهادت فرزندان فاطمه (ع) را به ياد مىآورم گريه گلويم را مىفشارد». [١]
ابن نما گويد: «از پدرم- رحمة الله عليه- نقل شده است امام زين العابدين- با همه بردبارى و شكيبايى، نسبت به اين مصيبت و آزمايش بسيار بيتاب و دردمند بود. مدت چهل سال با اشكى ريزان و قلبى سوزان گريست. روزها را با روزه سپرى مىكرد و شبها را به نماز مىگذراند. چون براى افطارش غذا مىآوردند، كشتگانش را يادآور مىشد و مىگفت: وا كرباه (واى از اين اندوه) و اين را تكرار مىكرد و مىگفت: «فرزند رسول خدا (ص) گرسنه كشته شد، فرزند رسول خدا (ص) تشنه كشته شد»؛ به طورى كه جامهاش از اشك خيس مىشد». [٢]
نيز گويد: «ابو حمزه ثمالى گفت: چون از فراوانى گريهاش پرسيدند فرمود: يعقوب يكى از فرزندانش را گم كرد، آن قدر گريست كه چشمانش سفيد شد. اين در حالى بود كه پسرش در دنيا زنده بود و نمىدانست كه او مرده است. من كه ديدم پدرم به همراه هفده تن از اهل بيتم در يك ساعت كشته شدند، مىخواهيد اندوهشان از قلبم بيرون رود؟!» [٣]
سيّد ابن طاووس گويد: اى شنونده! براى اين مصيبت راه حاملان كتاب را در پيشگير.
نقل شده است كه سرورمان، زين العابدين (ع)- با آن بردبارى وصف ناپذيرش- براى اين مصيبت بسيار گريه مىكرد و فراوان اندوه مىخورد و رنج مىكشيد.
از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: زين العابدين (ع) مدّت چهل سال بر پدرش گريست. روزها را روزه مىداشت و شبها را نماز مىگزارد. چون هنگام افطار مىرسيد،
[١] . امالى صدوق، ص ٢٠٤، مجلس، ٢٩، ح ٥؛ الخصال، ص ٢٧٢/ ١٥٤. فتّال نيشابورى پايان آن را نفل كرده است.
[٢] . مثير الاحزان، ص ١١٥.
[٣] . همان.