با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٦ - اقوال درباره محل دفن سر حسين(ع)
ابن نماى حلّى پس از ذكر اقوال گوناگون درباره محل دفن مثل مدينه و دمشق- نزد باب الفراديس، كنار برج سوّم، در سوى مشرق- و مصر مىگويد: «قول مورد اعتماد اين است كه سر، پس از گردانده شدن در شهرها، باز گردانده و همراه جسد دفن شد» [١].
سيّد بن طاووس در الملهوف گويد: «امّا سر حسين (ع)؛ نقل شده است كه باز گردانده شد و در كربلا با پيكر شريفش دفن گرديد و عمل شيعيان نيز بر طبق معناى ياد شده مىباشد» [٢].
از بيرونى [٣] و شيخ بهايى [٤] نيز نقل كرديم كه بر الحاق سر شريف به جسد، در كربلا، تصريح دارند.
سيّد در الاقبال وجهى را براى چگونگى الحاق ذكر كرده است [٥].
[١] . مثير الاحزان، ص ١٠٦.
[٢] . الملهوف، ص ٢٢٥؛ به نقل از آن، بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٤٤.
[٣] . الآثار الباقية، ص ٣٢١.
[٤] . توضيح المقاصد، ص ٦.
[٥] . گويد: در پاسخ به اينكه بازگشت سر مولايمان حسين (ع) در روز بيستم صفر چگونه بود: بدان كه بازگشت سر مقدس مولايمان حسين- صلوات الله عليه- به پيكر شريفشان از مواردى است كه قرآن كريم به آن گواهى مىدهد، آنجا كه خداى- جل جلاله- مىفرمايد: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِى سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» (و آنهايى را كه در راه خدا كشته شدند مرده بر نشمريد، بلكه زندهاند و نزد پروردگارشان روزى مىخورند). آيا با آنكه خداوند خبر داده است كه او از حيث به شهادت رسيدن زنده است و نزد پروردگار روزى مىخورد و مصون است، جاى شكّى باقى مىماند. بنابراين شايسته نيست كه عارفان در اين باره شك كنند.
اما چگونگى زنده شدن ايشان پس از شهادت و چگونگى جمع شدن سر شريف ايشان به پيكر مطهّرشان پس از جدا شدن از آن؛ پرسشى است كه نشان بىادبى بنده نسبت به پروردگار- جل جلاله- كه چگونگى تدبير و توانايىهايش را بهاو بشناساند. اين نشان جهل بنده واقدام به چيزى است كه نه وظيفه دارد آنرا بداند و نه از اوصاف آن پرسش كند. اما تعيين روز بازگشت، روز چهلم از قتل وى و وقتى كه حسين صلوات الله و سلامه عليه در آن كشته شد و خداوند- جل جلاله- او را به شرافت فضل خويش انتقال داد، اسلام زير و رو شد و حقّ مغلوب گرديد؛ و بازگشت از امور دنيوى نيست و روشن است كه به قدرت خداوند انجام شد. اما من نزديك به ده روايت گوناگون در بحث از سر شريف ديدم كه همه آنها منقولاتى بيش نيست. من تاكنون نام كسى را به ياد ندارم و پيدا نكردهام كه از اهل شام بوده و سر را به جسد شريفش در كربلا برگردانده باشد- كه كاملترين درود و سلامها بر صاحبش باد- و از كيفيت ورود به حرم معظّم ايشان و كندن ضريح مقدّس و مكرّمش اطلاعى ندارم؛ و نمىدانم كه آن را در جاى خودش از جسد گذاشت يا در ضريح ضميمه آن ساخت. پس بهتر است كه انسان به وظيفه واجب خويش يعنى تصديق قرآن عمل كند؛ مبنى بر اينكه جسد مقدس پس از شهادت سخن گفت و اينكه او زنده است و در سراى سعادت روزى مىخورد؛ و آنچه در بيان قرآن كريم آمده است، ما را از آوردن دليل و برهان بىنياز مىكند. (اقبال الاعمال، ص ٥٨٨).