با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦ - مقدمه مؤلف
به عبارت ديگر، اين كاروان به سوى مردمى در حركت بود كه در سايه حكومتى خونين با اسلام اموى آشنا شده بودند و هيچ حقى براى خاندان پيامبر قائل نبودند. آنها حتى نمىدانستند چه كسى كشته شده است و پدر و جدّ او كيست. چرا كشته شده است و انگيزهاش از اين قيام خونين چه بوده است!
آرى، آنها تنها از زبان عالمان دربارى- و دستياران اين حكومت ستمگر و فاسد- تنها يك چيز را فرا گرفته بودند و آن اينكه اين كشتگان بر اميرالمؤمنين يزيد خروج كردهاند!
اين كاروان دو رسالت داشت:
رسالت نخستش به سوى مردمان گمراهى بود كه واقعيات را نمىدانستند و به روش بنى اميه پرورش يافته بودند.
رسالت ديگر آنان متوجه توده امّت بزرگ اسلامى بود كه در ذهنشان اين شعار رسوخ يافته بود: «حكومت از آنِ پيروزمندان است».
هدف اين دو رسالت اين بود كه در ضمير اين مردم روح بدمد؛ پس از مرگ معنوى، دوباره آنان را زنده كند؛ از خواب گران بيدار نمايد و وادارشان كند تا در برابر حاكمان ستمگرى كه با وجود نداشتن شرايط حكومت و امامت، تنها با زور به حكومت رسيدهاند ايستادگى كنند. و مفهوم واقعى اصلاحطلبى در امّت رسول خدا (ص) نيز چيزى جز اين نيست! چنان كه حضرت سيد الشهدا و سرور آزادگان، حسين بن على (ع) نيز در آن گفتار مشهورشان به صراحت فرمود: «من خواستار اصلاح در امّت جدّ خويش هستم.» [١]
اين مهمترين و زيربنايىترين مأموريت كاروان بود. در رأس اين كاروان فرزند رهبر نهضت، امام على بن الحسين، زين العابدين (ع)، و خواهر آن حضرت، زينب كبرى (س)، دختر امير مؤمنان، على (ع) قرار داشتند كه موفّق شدند مأموريتشان را به گونهاى فوق
[١] . بحار الانوار، ج ٤٤، ص ٣٢٩.