با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤١ - تمثل جستن يزيد به ابيات ابن زبعرى
پس مردى از صحابه رسول خدا (ص) گفت: اى اميرمؤمنان، از اسلام برگشتى! گفت:
بلى، به در گاه خدا توبه مىكنيم. گفت: به خدا سوگند، هر گز با تو در يك زمين ساكن نخواهم شد؛ و از پيش او بيرون رفت. [١]
در اينجا يزيد خودش اعتراف دارد بر اينكه سخن او موجب كفر و باز گشت از دين است! هر چند مىتوان گفت او از اصل مسلمان نبوده است؟
٦. در تفسير قمى در ذيل آيه شريفه «ذلِكَ وَ مَنْ عاقَبَ بِمِثْلِ ما عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ» [٢] (بدين خاطر هر كس به همان اندازه كه ستم ديده است مجازات كند و آنگاه بر او ستم كنند، خدا او را يارى خواهد كرد، زيرا خداوند بخشايشگر و آمرزنده است)، مىگويد: مقصود از «و هر كس به همان اندازه كه ستم ديده است مجازات كند» رسول خدا (ص) است؛ كه چون قريش او را از مكّه بيرون راندند و از چنگشان به غار گريخت و او را دنبال كردند تا بكشند، خداوند آنان را در روز بدر كيفر داد و عتبه، شيبه، وليد، ابو جهل، حنظلة بن ابىسفيان و ديگران كشته شدند.
پس از وفات رسول خدا (ص)، به انتقام خون آنها حسين و خاندان محمد (ص) از روى ستم و دشمنى كشته شدند. و تمثّل جستن يزيد به شعر ابن زبعرى ناظر بر همين موضوع است؛ آنجا كه گفت:
اى كاش بزرگانم كه در بدر كشته شدند، ناله كشتگان از دم شمشير خزرج را مىشنيدند.
و شادى مىكردند و ديگران را در شاديشان شركت مىدادند و سپس مىگفتند: يزيد، دست مريزاد!
من از خندف نيستم اگر از رفتار فرزندان احمد انتقام نگيريم!
سرورانى از بزرگانشان را كشتيم، و آن را برابر كشتگان بدر قرار داديم و معتدل شد.
و شاعرى همانند آن را گفته است:
شيخ به من سفارش كرد و من در آنچه خواست پيروى از او كردم.
نيز، يزيد در حالى كه سر، افتاده بود و آن را پشت و رو مىكرد گفت:
[١] . العقد الفريد، ج ٥، ص ١٣٩.
[٢] . حج (٢٢)، آيه ٦٠.