با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٩ - يزيد از ديدگاه صحابه، تابعان و برخى از چهرهها
در «تذكرة الخواص» آمده است: واقدى، هشام و ابن اسحاق و ديگران نوشتهاند:
«هنگامى كه حسين (ع) كشته شد، عبدالله بن زبير پيكى را نزد عبدالله بن عباس فرستاد تا با وى بيعت كند؛ و گفت: من از يزيد فاسق تبهكار سزاوارترم ....» [١]
در «البدء و التاريخ» آمده است: امّا عبدالله زبير در مكّه از بيعت خوددارى كرد و به كعبه پناه برد و مردم را به شورا فرا خواند. او يزيد را لعنت مىكرد و او را فاسق متكبر مىخواند .... [٢]
در «البداية و النهاية» آمده است: ابن زبير پس از شنيدن كشته شدن حسين (ع) آغاز به سخنرانى براى مردم كرد. او قتل حسين (ع) و يارانش را بزرگ مىشمرد و مردم كوفه و عراق را به خاطر تنها گذاشتن حسين (ع) سرزنش مىكرد. او براى حسين (ع) طلب رحمت مىكرد و بر قاتلانش لعنت مىفرستاد و مىگفت: به خدا سوگند آنان كسى را كشتند كه شبها پيوسته براى عبادت مىايستاد و بسيارى از روزها را روزه مىداشت. به خدا سوگند او قرآن را با آواز و بازى، گريه از خوف خدا را با كارهاى بيهوده، روزه را با شرابخوارى دايم و حرامخوارى پيوسته، و نشستن در حلقه ذكر را با رفتن در پى شكار عوض نمىكرد- او با اين سخنان به يزيد اشاره داشت- پس به زودى در گمراهى خواهند افتاد. او مردم را بر ضدّ بنى اميه تحريك مىكرد و آنان را تشويق مىكرد كه با يزيد مخالفت، و او را از حكومت خلع كنند. [٣]
٥. سعيد بن مسيّب: يعقوبى گويد: سعيد بن مسيّب سالهاى يزيد بن معاويه را ناميمون مىشمرد: در سال اوّل، حسين بن على (ع) و اهل بيت رسول خدا (ص) كشته شدند؛ در سال دوم، حرم پيامبر خدا مباح شمرده شد و حرمت مدينه پامال گرديد و در سال سوم، خونها در حرم خدا ريخته شد و كعبه را سوزاندند. [٤]
[١] . تذكرة الخواص، ص ٢٧٥.
[٢] . البدء و التاريخ، ج ٦، ص ١٣.
[٣] . البداية و النهاية، ج ٨، ص ٢١٣.
[٤] . تاريخ اليعقوبى، ج ٢، ص ٢٥٣.