با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦١ - لعن يزيد
عبدالباقى افندى: آلوسى گويد: سخن شاعر عصر و مرد صاحب فضيلت، عبد الباقى افندى عمرى موصلى، مرا به شگفت وا مىدارد؛ هنگامى كه از وى درباره لعن يزد سؤال شد، گفت؛ لعنت من يزيد را بس نيست و من پيوسته او را لعن مىكنم. [١]
آلوسى: او مىنويسد: به پندار من آن پليد، رسالت پيامبر (ص) را باور نداشت؛ و مجموع آنچه نسبت به اهل حرم خدا- مكّه- و نيز اهل حرم پيامبرش- مدينه-، و عترت انجام داد و ديگر گناهانى كه از او سرزده است، بر عدم تصديق رسالت، دلالتى كمتر از انداختن ورقى از قرآن كريم در جاى نجس ندارد! من گمان ندارم كه كار او بر بزرگان دنياى اسلامى در آن روزگار پوشيده باشد، امّا آنان مغلوب بودند و چارهاى جز اين نداشتند كه منتظر بمانند و ببينند كه از خداوند چه مىرسد. [٢] اگر بپذيريم كه آن ناپاك مسلمان بود، بايد بگوييم مسلمانى بود كه همه گناهان بزرگ را- كه زبان از وصفش عاجز است- مرتكب شد. من معتقدم كه لعن او به اسم جايز است؛ هر چند كه تصور نمىشود چون او، فاسقى وجود داشته باشد. ظاهر اين است كه او توبه نكرد واحتمال توبه از احتمال ايمانش ضعيفتر است. كسانى مثل ابن زياد، ابن سعد وديگر كسانى كه به كار آنها راضى بودند نيز به او ملحقند؛ و مادامى كه چشمى بر ابا عبد الله بگريد، بر همه اينان و اعوان و انصار و پيروانشان و كسانى كه به آنان تمايل پيدا كنند، تا روز قيامت لعنت خداوند باد ....
كسانى هم كه از لعن صريح او بيم دارند، مىتوانند اين طور بگويند: «خداوند لعنت كند هر كس را كه به قتل حسين (ع) رضايت داد و خاندان پيامبر (ص) را به ناحق آزرد و حقّشان را غصب كرد.» به اين ترتيب هر چند كه شخص يزيد را به طور معيّن لعنت نكرده است، ولى به طريق اولى و در واقع، او نيز شامل اين عموم مىگردد. در جايز بودن لعن با اين الفاظ و امثال آن هيچ كس مخالف نيست، مگر ابن عربى و موافقانش كه طبق ظاهر آنچه از اينان نقل مىشود، لعن كسانى را كه به قتل حسين رضايت دادهاند جايز نمىدانند؛ و اين گمراهى از گمراهى يزيد هم بالاتر است! [٣]
[١] . روح المعانى، ج ٢٦، ص ٧٢.
[٢] . البته اين توجيح قابل پذيرش نيست، و آنان وظيفه داشتند كه با امام حسين عليهالسلام همراهى كنند وپس از شهادت امام عليهالسلام بر آرمان امام تكيه كنند.
[٣] . روح المعانى، ج ٢٦، ص ٧٢- ٧٤.