با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨ - لعن يزيد
گفتم: عالمانى پارسا از جمله امام احمد بن حنبل آن را تجويز كردهاند. [١] او در حق يزيد چيزى بالاتر از لعن ذكر كرده است. [٢]
به رغم عبارت «سكوت اصلح است»، مىبينيم كه ابن جوزى در رفتار و گفتار بدان پايبند نيست. شايد اين سخن را در آن مجلس از ترس گفته است. دليلش هم چيزى است كه نوهاش در تذكرةالخواص گفته است: گفتم: هنگامى كه جدّم ابو الفرج بر منبر بغداد، در حضور امام ناصر و بزرگان علما او را لعنت كرد، گروهى افراد بدخو از مجلس او برخاستند و رفتند. سپس جدّ من گفت: «أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ» (اهل مدين همانند قوم ثمود از رحمت خدا دور باد). [٣]
نيز گويد: برخى بزرگان از آن روز برايم حكايت كردهاند كه گروهى درباره يزيد از جدّم سؤال كردند و او گفت: چه مىگوييد درباره مردى كه سه سال حكومت كرد. در سال اوّل حسين (ع) را كشت، در سال دوم مدينه را ترسانيد و آن را مباح ساخت و در سال سوم كعبه را هدف منجنيق قرار داد و آن را ويران كرد. گفتند: او را لعنت كنيم؟ گفت: لعنتش كنيد. [٤]
اسفراينى، گويد: رأى برگزيده همان نظر ابن جوزى و ابو الحسين قاضى و موافقان آن دو است. [٥]
مَقدِسى: از كسانى كه يزيد را لعن كردهاند مطهر بن طاهر مقدسى (متوفاى سال ٥٠٧ در بغداد) است. وى در كتاب البدء و التاريخ، بر لعن يزيد تصريح كرده است. [٦]
سيوطى: جلال الدين سيوطى گويد: خداوند قاتلش (يعنى قاتل حسين (ع)) را و به همراه او ابن زياد را و نيز يزيد را لعنت كند. او در كربلا كشته شد. قتل او داستان بلندى دارد كه قلب تاب ياد آن را ندارد. انا للَّهو انا إليه راجعون. [٧]
[١]. الرّد على المتعصّب العنيد، ص ٩.
[٢] . تذكرة الخواص، ص ٢٨٧؛ الاتّحاف، ص ٦٣.
[٣] . همان، ص ٢٩١.
[٤] . همان.
[٥] . روح المعانى، ج ٢٦، ص ٧٣.
[٦] . البدء و التاريخ، ج ٦، ص ٦ و ٨ و ....
[٧] . تاريخ الخلفاء، ص ١٦٥.