با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨ - تبهكارى يزيد
ابو على مسكويه رازى گويد: در مدينه آشكار شد كه يزيد بن معاويه شراب مىنوشد، تا آنجا كه نماز را ترك مىكند. اين كار وكارهايى از اين قبيل براى آنها ثابت شد. از اين رو اجتماع كردند و او را خلع كرده، با عبدالله بن حنظله غسيل الملائكه بيعت نمودند. [١]
از ابن حجر نقل شده است: زشتكارى و بىتقوايى يزيد به اندازهاى است كه سرزدن كارهاى زشتى از اين قبيل براى او زياد نيست. [٢]
مسعودى گويد: هنگامى كه ستم يزيد وكارگزارانش همه مردم را در بر گرفت و ظلم او فراگير شد و فسق او در كشتن فرزند رسول خدا (ص) وياران او آشكار گرديد و بر همگان آشكار شد كه او شراب مىنوشد و با روش فرعون رفتار مىكند و حتى فرعون نسبت به رعيتش از او عادلتر بود و با خاص و عام رعيتش داد گرانهتر رفتار مىكرد.
مردم مدينه حكمران او يعنى عثمان بن محمّد بن ابىسفيان و مروان بن حكم و ديگر بنى اميه را از شهر خود بيرون كردند. [٣]
منذر بن زبير هنگام آمدن به مدينه گفت: يزيد صد هزار به من جايزه داده است، ولى اين رفتار او، مرا از دادن گزارش كارهايش به شما باز نمىدارد. به خدا سوگند كه او شراب مىنوشد. به خدا سوگند كه او آنقدر مست مىشود كه نماز را وامىگذارد. [٤]
ابن حجر گويد: اگر هم قايل به مسلمانى او باشيم، اما او فاسق، شرور، شرابخوار و ستمگر است، چنان كه رسول خدا (ص) بدان خبر داد. [٥]
بلاذرى در انساب الاشراف مىنويسد: پيرى از شاميان به من گفت: علّت مرگ يزيد اين بود كه او در حالت مستى بوزينهاش را بر الاغ سوار كرد. سپس به دنبال او آنگونه دويد كه گردنش شكست، يا چيزى در درونش پاره گرديد. [٦]
[١] . تجارب الامم، ج ٢، ص ٧٦.
[٢] . الاتحاف بحبّ الاشراف، ص ٦٨، به نقل از شرح الهمزيه ابن حجر.
[٣] . مروج الذهب، ج ٣، ص ٦٨.
[٤] . الغدير، ج ١٠، ص ٢٥٦، به نقل از كامل ابن أثير، ج ٤، ص ٤٥ و تاريخ ابن كثير، ج ٨، ص ٢١٦.
[٥] . الصواعق المحرقة، ص ٣٣٠.
[٦] . انساب الاشراف، ج ٥، ص ٣٠٠.