با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧٧ - مرثيهخوانى عاتكه دختر زيد
آرى سبط ابن جوزى گفته است: «او مدّت يك سال پس از حسين (ع) زيست و سپس از اندوه درگذشت. او پس از حسين (ع) زير سايه هيچ سقفى قرار نگرفت». [١]
با اين نقل روشن مىشود كه آن بيت شعر را در پايان عمرش گفت. شايد زمانى آن را سرود كه نشانههاى مرگ را به چشم ديد و فهميد كه هنگام جدا شدن جان از كالبدش فرا رسيده است؛ و گرنه شأن وى اقتضا مىكرد كه تا پايان عمر، گر چه دراز باشد، به همان حالت بماند.
برخى مورّخان نوشتهاند كه او مرثيه اندوهبارى براى امام (ع) سرود و در آن گفت:
آن كسى كه نور بود و از او فروغ مىگرفتند؛
اينك در كربلا كشتهاش روى زمين افتاده است؛
اى سبط پيامبر، خدايت پاداش نيك دهد؛
درباره رفتارى كه با ما كردى و با تو نيكو رفتار كند؛
تو كوهى استوار بودى كه به آن پناه مىبردم؛
و با ما با دلسوزى و ديندارى رفتار مىكردى؛
ديگر يتيمان و تهى دستان و بينوايان كسى را ندارند؛
كه آنان را بىنياز سازد و به او پناه ببرند؛
به خدا سوگند كه هيچ كس را به جاى شما خويشاوند نخواهم گرفت؛
تا آنكه ميان خاك و گل مدفون شوم. [٢]
مرثيهخوانى عاتكه دختر زيد
گويند: درباره وفادارى همسران امام حسين (ع) نقل شده است كه همسرش، عاتكه، دختر زيد بن عمرو بن نفيل براى آن حضرت نوحه سرايى مىكرد و با تمام وجودش در رثاى آن حضرت گفته است:
واحسينا! من حسين را فراموش نمىكنم؛
[١] . تذكرة الخواص، ص ٢٦٥.
[٢] . ر. ك: الاغانى، ج ١٦، ص ١٤٧.