با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٨ - اقوال درباره محل دفن سر حسين(ع)
ما سخن ابن نما و سبط بن جوزى را در پذيرش اينكه سر شريف در كربلا دفن شده است نقل كرديم.
ابن كثير گويد: «طايفه موسوم به فاطميان كه بر سرزمين مصر قبل از سال چهارصد تا پس از سال ٦٦٠ فرمانروايى كردند، ادعا كردند كه سر حسين (ع) به سرزمين مصر رسيد و آنها آن را در آنجا دفن كردند؛ بعد از سال پانصد بر آن بارگاهى ساختند كه امروز در مصر به تاج الحسين (ع) مشهور است. اين در حالى است كه بسيارى پيشوايان اهل علم تصريح كردهاند كه اين اصالت ندارد». [١] آن گاه ابن كثير به پندار خودش به ذكر علّتش مىپردازد كه كينهاش را به خوبى از لابهلاى آن آشكار ساخته است.
شبلنجى گويد: «درباره سر حسين (ع) اختلاف كردهاند كه پس از بردنش به شام به كجا رفته و در كجا استقرار يافته است. گروهى بر اين باورند كه يزيد فرمان داد آن را در شهرها بگردانند. پس آن را گرداندند تا به عسقلان رسيدند؛ و امير شهر در آنجا دفنش كرد. هنگامى كه فرنگيان بر عسقلان چيره شدند طلائع، وزير نيك فاطميان در ازاى مال فراوانى آن را گرفت و چند منزل به پيشوازش رفت؛ و آن را درون كيسهاى از حرير سبز بر تختى آبنوس نهاد. زير آن را با مشك و عنبر فرش كرد و بارگاه معروف حسين (ع) در قاهره را در نزديكى خان خليلى بر آن بنا كرد ... همان جايى كه گروهى از صوفيه از آن به بارگاه قاهرى ياد مىكنند.
مناوى در طبقاتش گويد: «يكى از افراد اهل كشف و شهود برايم گفت كه اطلاع يافته است كه سر با جسد در كربلا دفن گرديده و بعدها در بارگاه قاهرى آشكار شده است! زيرا حكم حالت در برزخ، حكم انسانى است كه در آبى جارى باشد؛ و پس از آن در مكان ديگرى برود. پس چون سر جدا شده است به اين محلّ، موسوم به بارگاه حسينى مصرى، آمده است؛ و نوشته كه سر با او سخن گفته است». [٢]
در كتاب خطط مقريزى، پس از صحبت درباره بارگاه حسين (ع) چنين آمده است:
[١] . البداية والنهاية، ج ٨، ص ٢٠٥.
[٢] . نور الابصار، ص ١٣٣.