با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦١ - خطبه زينب كبرى در مجلس يزيد
هر چند كه گفت و گوى با تو بر مصايب من مىافزايد- چون قدر و منزلتت را كوچك مىبينم و تو را فروتر از آن كه نكوهش و توبيخ كنم مىپندارم- اما چه كنم كه ديدهها اشكبار و سينهها سوزان است.
چه شگفت است كشته شدن نجيبان حزب خدا به دست رها شدگان حزب شيطان! دستهايى به خون ما آلوده است و دهانهايى براى خوردن گوشت ما به آب افتاده است؛ و بر آن بدنهاى پاك و مطهر گرگان و كفتارها گله گله مىآيند و مىروند. [١] اگر ما را غنيمت انگاشتهاى بدان، در آن روزى كه به كيفر كردار خود برسى ما را از دست رفته خواهى يافت و خود را زيانكار! و خداوند بر بندگان ستم روا نمىدارد. من از تو به خدا شكايت و بر او تكيه مىكنم. هر مكرى خواهى بينديش و هر چه از دستت بر مىآيد كوتاهى مكن. به خدا سوگند كه ياد ما را از خاطرهها نخواهى زدود و چراغ وحى ما را خاموش نخواهى كرد و به كنه كار ما پى نخواهى برد و از ننگ رفتار بدى كه با ما كردهاى نخواهى رست و از رسوايى آن رهايى نخواهى يافت. بدان كه راه تو جز فريب نيست و چند روزى بيش نخواهى پاييد و در آن روزى كه منادى ندا دهد: «نفرين خداوند بر ستمكاران» جمع تو پراكنده خواهد شد.
سپاس خدايى را كه بر رفتار پيشينيان ما مهر سعادت و رحمت زد و كار آيندگان ما را با شهادت و بخشايش به پايان برد. از خداوند مىخواهم كه پاداش آنان را كامل گرداند، بر اجرشان بيفزايد و سر منزلشان را نيكو گرداند و پايان كار ما را شرافت قرار دهد كه او رحيم و دوست دارنده است. بس است ما را خداوند و او نيكو حمايتگرى است، چه نيكو سرورى و چه نيكو يارى! [٢]
مرحوم كاشف الغطاء در اين باره مىگويد: آيا قلم موى هيچ نقاش و نوآورترين نمايشگرى مىتواند حال يزيد، غرور و خود پسندى، شادمانى و خوشحالى او از پيشرفت
[١] . اشاره به گرگ صفتان درنده خويى كه در كربلا گرد آمدند و امام را كشتند، و هنوز راه باطل را مىپيمايند.
[٢] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٦٣؛ نيز ر. ك: مثير الاحزان، ص ١٠١؛ الملهوف، ص ٢١٥؛ الاحتجاج، ج ٢، ص ١٢٣؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٣٣؛ اعلام النساء، ج ٢، ص ٩٥ و ديگران (با اندكى اختلاف).