با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٤ - زينب كبرى در مجلس يزيد
فرمود: آنان هدايت يافته بودند ولى اينان در گمراهى هستند؛ و پيامبران و فرزندانشان را جز فرومايه زادگان نمىكشند.
پس يزيد سر به زير انداخت و آن گاه طبق آنچه نقل شده فرمان داد كه بيرونشان برند. [١]
اين سخن هر جا كه بوده دربردارنده نيكوترين برهان و محكمترين دليل بود و هيچ جايى براى فرار يزيد باقى نگذاشت.
رويارويى امام زين العابدين (ع) با مرد شامى در مجلس يزيد
ابن سعد گويد: پس مردى از اهل شام برخاست و گفت: اسيرانشان بر ما حلالند! على بن الحسين (ع) فرمود: دروغ گفتى و فرومايگى كردى. چنين حقّى ندارى مگر آنكه از دين ما خارج شوى و به دين ديگرى در آيى. يزيد لختى سر به زير افكند و سپس به مرد شامى گفت: بنشين. [٢]
قاضى نعمان از على بن الحسين (ع) نقل مىكند كه فرمود: مرا به همراه ديگر اهل حرم حسين (ع) و حرم كسانى كه با وى به شهادت رسيده بودند، نزد يزيد فرستادند. چون به نزد يزيد ملعون رسيديم. مردى از اهل شام برخاست و گفت: اى اميرمؤمنان، زنانشان بر ما حلالند. على بن الحسين (ع) فرمود: دروغ گفتى مگر اينكه از ملّت اسلام بيرون بروى و اين را با بىدينى روا دانى. يزيد لختى سر به زير افكند و فرمان داد كه زنان را نزد زنانش بردند ...» [٣]
زينب كبرى در مجلس يزيد
او دختر على (ع) و فاطمه (س) و خواهر حسن (ع) و حسين (ع) و تربيت يافته مكتب نبوّت و ولايت است. او امروز به عنوان قهرمان ميدان، با صلابت كامل در مقابل ستمگر
[١] . اثبات الوصية، ص ١٤٥.
[٢] . الطبقات الكبرى (ترجمة الامام الحسين (ع))، ص ٨٣؛ الطبقات الكبرى، (ترجمة الامام على بن الحسين (ع))؛ ج ٥، ص ٢١٢ المنتظم، ج ٥، ص ٣٤٥؛ مرآة الزمان- مخطوط- ص ١٠٠ (طبق عبرات المصطفين)؛ شرح الاخبار، ج ٣، ص ٢٥٣ (در اين كتاب آمده است: يزيد سر به زير افكند و در اين باره چيزى نگفت). سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٣٠٣ (با اندكى اختلاف).
[٣] . شرح الاخبار، ج ٣، ص ١٥٨، ح ١٠٨٩.