با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٠ - رفتار يزيد و اعتراض برخى از حاضران
سوم: اين تنها چيزى نيست كه ابن تيميّه نفى مىكند، بلكه وى بسيارى از امور بديهى و ضرورى و مسلّم تاريخى را نفى كرده است كه موجب تمسخر و ريشخند او گشته است.
او مىگويد: «بنابر اين يزيد نه به قتل حسين (ع) فرمان داد، نه سرش را نزد خود آورد و نه با چوبدستى بر دندانهايش زد. بلكه اين كارها- چنانكه در صحيح بخارى آمده است- از عبيدالله سر زد. نيز نه سر حسين (ع) را در شهرها گرداندند و نه هيچ يك از خانوادهاش را اسير كردند!! [١]
هر كس در آنچه گفتيم بنگرد و در كتابهاى سيره پژوهش كند، مىداند كه ابن تيميّه- به دليل سرسختىاش در پشتيبانى از يزيد- چگونه از اين جرثومه فساد دفاع مىكند و از همه آنچه مورّخان و سيره نويسان درباره ارتكاب اين گناه زشت به وسيله يزيد نوشتهاند روى بر مىگرداند. براى مثال ابن كثير- كه شقاوتش در تاريخش پديدار است- از جمله كسانى است كه به اين موضوع اعتراف كرده، مىگويد: در اين باره نقلهاى فراوانى وارد شده است [٢]، و از همين رو به سخن ابن تيميّه در اين باره توجهى نمىكند.
چهارم: مهّم، موضعگيرى از يكى از صحابه در آن مجلس است- هركس مىخواهد باشد-؛ كه آنهم ثابت شده است.
ب- سمرة بن جندب يا ابو برزه اسلمى
خوارزمى گويد: گفته شده است آن كسى كه به يزيد اعتراض كرد، نه ابو برزه، بلكه سمرة بن جندب صحابى رسول خدا (ص) بود و به يزيد گفت: اى يزيد خداوند دست تو را قطع كند. آيا بر دندانهايى مىزنى كه بارها ديدم كه رسول خدا (ص) آنها را مىبوسد و اين دو لب را مىمكد؟ پس يزيد گفت: به خدا سوگند اگر از صحابه رسول خدا (ص) نبودى تو را گردن مىزدم! سمره گفت: واى بر تو، حرمت مصاحبت من با رسول خدا (ص) را نگه مىدارى، ولى احترام فرزندى پسر رسول خدا (ص) را نگه نمىدارى؟ آن گاه صداى مردم به گريه بلند شد و نزديك بود كه فتنه به پا خيزد! [٣]
[١] . ر. ك: سؤال فى يزيد بن معاوية، ابن تيميه، ص ١٦؛ الاتحاف بحب الاشراف، ص ٥٥.
[٢] . البداية والنهاية، ج ٨، ص ١٩٤.
[٣] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٥٨.