با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢١ - يزيد به دندانهاى ابا عبدالله(ع) مىزند
ابن اثير گويد: سپس زنان حسين (ع) را نزد يزيد آوردند، پس فاطمه و سكينه، دختران حسين (ع)، در تلاش بودند كه سر را ببينند و يزيد تلاش داشت كه سر را از آنان پنهان كند.
آنان با ديدن سر فرياد زدند و سپس زنان يزيد به فرياد درآمدند و دختران معاويه به ولوله افتادند. [١]
سيّد بن طاووس گويد: سپس سر حسين (ع) را مقابل خود گذاشت و زنان را پشت سر خود نشاند كه آن را نبينند. [٢]
يزيد به دندانهاى ابا عبدالله (ع) مىزند
اين كار زشت آن قدر در تاريخ نقل شده كه به صورت يكى از مسلّمات تاريخى در آمده و انجام دهندهاش، يزيد، رسوا شده است.
احمد بن ابى طاهر (م ٢٨٠) گويد: پس از آنكه كار ابا عبدالله، حسين بن على (ع) پايان يافت و عمر سعد ملعون به همراه زنان وباقيمانده آل محمد (ص) باز گشت و آنها را نزد ابن زياد و از آنجا نزد يزيد ملعون برد، بر وى خشم گرفت. چون به حضورش رسيدند، فرمان داد سر حسين (ع) را درون طشت نهادند و با چوبدستى بر لب و دندانش مىزد ... [٣]
يعقوبى گويد: سر را پيش يزيد نهادند و او با چوبدستى بر دندانهايش مىزد. [٤]
ابن جوزى از سالم بن ابى حفصه نقل مىكند كه گفت: حسن بصرى گفت: يزيد بن معاويه با چوبدستى بر بوسه گاه رسول خدا (ص) مىزد. واى از اين خوارى! [٥]
سيّد بن طاووس و ابن نما گويند: سپس يزيد چوبدستى خيزرانى خواست و با آن بر دندانهاى حسين (ع) مىزد. [٦]
[١] . الكامل فى التاريخ، ج ٤، ص ٨٥.
[٢] . الملهوف، ص ٢١٣ (در اين كتاب آمده است: پس على بن الحسين (ع) آن را ديد)؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٣٢؛ مثير الاحزان، ص ٩٩؛ (با اختلاف بسيار اندك)
[٣] . بلاغات النساء، ص ٢٠.
[٤] . تاريخ اليعقوبى، ج ٢، ص ٢٤٥.
[٥] . الرّد على المتعصّب العنيد، ص ٤٧.
[٦] . الملهوف، ص ٢١٤؛ مثير الاحزان، ص ١٠٠؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٣٢.