با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٠ - سر امام حسين(ع) قرآن مىخواند
بگردانند. تا آنكه به دروازه دمشق رسيدند و بر پلّههاى مسجد جامع- همان جايى كه اسيران را نگه مىداشتند- ايستادند. [١]
نقل شده است كه چون اسيران به دمشق رسيدند، آنان را از دروازهاى به نام «توما» وارد شهر كردند. [٢]
در بحار الانوار از محمّد بن ابى طالب نقل شده است كه شمار سرهاى ياران حسين (ع) و اهل بيت آن حضرت ٧٨ سر بود؛ و قبايل گوناگون براى تقرّب به عبيدالله و يزيد، آنها را ميان خود تقسيم كرده بودند. [٣]
سر امام حسين (ع) قرآن مىخواند
سر شريف حسين (ع) چگونه سخن گفت و چه چيزى را بر زبان آورد؟ آرى، آن سر با قرآن سخن گفت تا بر همگان ثابت كند كه او شهيد قرآن است. و به راستى اگر او در دوران زندگى خويش قرآن ناطق باشد، چرا نبايد پس از شهادتش با قرآن سخن بگويد؟
در تاريخ آمده است كه سر شريف امام حسين (ع) اين آيه شريفه را تلاوت فرمود:
فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ [٤]
و خدا شرّ آنها را از تو دفع مىكند و او شنواى دانا است.
ابن عساكر از اعمش از سلمة بن كهيل نقل مىكند كه گفت: ديدم كه سر حسين بن على (ع) بر سر نيزه بود و مىگفت: «فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» [٥]
در كتاب مختصر تاريخ دمشق ابن منظور آمده است: «و گفت: همه كسانى كه اين حديث را روايت كردهاند، به كسى كه برايشان روايت كرد گفتند: آيا به خدا سوگند مىخورى كه از فلان كس شنيدهاى؟ گفت: به خدا سوگند مىخورم كه از او شنيدهام، تا برسد به اعمش. اعمش گفت: پس به سلمة بن كهيل گفتم تو را به خدا سوگند كه تو از او
[١] . الملهوف، ص ٢١٠؛ نيز ر. ك. مثير الاحزان، ص ٩٧.
[٢] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٦١.
[٣] . بحار الانوار، ج ٤٥، ص ٦٢.
[٤] . البقرة (٢)، آيه ١٣٧.
[٥] . تاريخ مدينة دمشق، ج ٧، ص ٥٠٩.