تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٩ - شرح آيات
به او گفته بود كه: «سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كانَ بِي حَفِيًّا- به زودى براى تو از پروردگارم آمرزش خواهم خواست، چه او نسبت به من مهربان است». [١٨] ولى ابراهيم، در آن هنگام كه آزر از گمراهى كارش به لجاج و انكار رسيد، از او بيزارى جست، و پروردگار ما در اين باره چنين گفته است
«وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ- و آمرزشخواهى ابراهيم براى پدرش جز براى وفا كردن به وعدهاى نبود كه به او داده بود، و چون بر وى آشكار شد كه او دشمن خدا است، از وى بيزارى جست، و ابراهيم بسيار زارى كننده در برابر خدا و بردبار بود». [١٩] [٨٧] ابراهيم گناهكار نبود، و مقام نبوتى بلند مرتبه داشت، و خدا او را از گناه منحرف مىساخت، ولى چون خود را در محضر پروردگارش مىيافت، خويشتن را آكنده از نقص تصور مىكرد، و كارى جز طلب آمرزش نداشت و خواستار پاكى و كمال افزونتر مىشد، و هيچ لغتى ميان بنده و پروردگارش در ميدان دوستى و شوق شديد بليغتر از لغت تذلل و خوارى نمودن و اعتراف به گناه و طلب عفو نيست. پس ابراهيم عليه السلام گفت
«وَ لا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ- و آن روز كه (همگان از گورها) برانيگخته مىشوند، مرا خوار مساز.» خوارى در آن سرا به افتادن در آتش است كه مؤمنان مىگويند: «رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ- پروردگارا! هر كس را كه به آتش درآورى، همانا خوارش كردهاى و ستمگران يار و ياورى ندارند». [٢٠]/ ٧٣ [٨٨] «يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ- روزى كه داشتن مال و فرزندان سودى ندارد.»
[١٨] - مريم/ ٤٧.
[١٩] - التوبة/ ١١٤.
[٢٠] - آل عمران/ ١٩٢.