تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٦ - شرح آيات
[١٨٤] «وَ اتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ- و از خدايى بترسيد كه شما و آفريدگان پيش از شما را آفريد.» و در معاملات با يكديگر كمفروشى مكنيد.
[١٨٥] «قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ- هر آينه تو از جادو شدگانى.» براى چه به او چنين گفتند؟
/ ١١٥ براى آن كه به شعيب (ع) احترام مىگذاشتند و مايه اميدوارى ايشان بود، و به خاطر گستردگى عقلش اميد فراوان به او داشتند.
خداوند متعال گفت: «قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ- گفتند: اى شعيب: آيا نماز توبه تو فرمان داده است كه ما بايد آنچه را كه پدرانمان مىپرستيدند ترك گوييم يا از تصرف در اموال خودمان بدان صورت كه مىخواهيم دست برداريم، در حالى كه تو بردبار و خردمندى»؟ [٣٠] پس او را ديوانه نخواندند، بلكه او را تأثير پذيرفته از جادوگرى ديگران به شمار آوردند.
[١٨٦] «وَ ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا وَ إِنْ نَظُنُّكَ لَمِنَ الْكاذِبِينَ- و تو جز بشرى همچون ما نيستى، و گمان مىكنيم كه تو از دروغگويانى.» تو بشرى همچون مايى، پس چگونه ممكن است فرستاده خدا باشى؟! گمان داريم كه دروغ مىگويى.
[١٨٧] «فَأَسْقِطْ عَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ- پس اگر از راستگويانى، پارههايى از آسمان را بر ما فرو ريز.» اين را قبول نمىكردند كه خدا مىتواند نعمتها را از تصرف ايشان خارج كند، پس به چالش از او خواستند كه پارههايى از آسمان را بر ايشان ساقط كند، پس چگونه آن كس كه در نعمت غوطه مىخورد، مىتواند به رسيدن عذاب خدا
[٣٠] - هود/ ٨٧.