تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٥ - شرح آيات
[١٨٣] «وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ- و چيزهاى (حق) مردم را كمتر از اندازه آن به ايشان مدهيد و در زمين به ايجاد فساد و تباهى نپردازيد.»/ ١١٤ رابطه ميان اصحاب ايكه با يكديگر رابطهاى فساد آميز بود، و به جاى آن كه با يكديگر براى افزايش درآمدها و بهرهبردارى از زمين همكارى كنند، به ايجاد فساد در زمين و زندگى مىپرداختند، و زارع متكى بر زراعت خود، و توليد كننده معتمد بر توليد خود نبود، زيرا كه هر چه به دست مىآوردند، سرمايهداران حريص آن را به صورتى از چنگ ايشان خارج مىكردند، و در نتيجه مجبور مىشدند كه به نظام فاسد اقتصادى بپيوندند، و چنان مىنمايد كه سلطه و قدرت در اختيار دزدان بود، به همان گونه كه در نظام سرمايهدارى كنونى جهان نيز چنين است: روحيه فرد حريص همچون روحيه كشور گشاى نظامى و امپراطور و ... و ... است، و آنان نيز چنين روحيه برترىجويى داشتند، چنان كه خداوند متعال گفته است: «وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ- و او در دوستى خير و خواسته سرسخت است» [٢٩] و در حديثى آمده است كه
«فرزند آدم اگر به اندازه كوه أحد طلا داشته باشد، آرزومند داشتن مثل آن است».
گاه چنين روحيهاى در نزد فقير مشاهده مىشود، و فقيرانى متكبر نيز وجود دارد، و در داستانى آمده است كه: رسول اللَّه (ص) همراه با گروهى از يارانش از راههاى مدينه مىگذشت، و ناگاه چشمش به پير زنى سپيد موى و ناراحت افتاد كه روزى خود را در ميان زبالهها جستجو مىكرد، پس به او گفته شد: راه را براى رسول خدا (ص) باز كن، و او گفت: راه تنگ نيست، و اصحاب به سرزنش او پرداختند و رسول اللَّه (ص) گفت
«به حال خودش واگذاريد كه او جبّاره است».
[٢٩] - العاديات/ ٨.