تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠١ - أ تأتون الذكران؟
مىشدند، و لوط از اين فرصتها استفاده مىكرد و به اندرز قوم خود مىپرداخت و به همين سبب همسر او از غابرين خوانده شده است، و غابر از غبار بر جاى مانده از روفتن و جارو كردن پليديها گرفتار شده، و از اين تعبير چنان نتيجه مىگيريم كه آن پير زن لوط در زبالهدان تاريخ فرو افتاده بوده است.
[١٧٢] «ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ- سپس ديگران را هلاك كرديم و برانداختيم.» و تدمير به معنى از بين بردن كامل است، و تدمير ايشان به فرمان خدا كامل و نيرومند بود، تا حدى كه سنگى بر روى سنگ ديگر بر جاى نماند، و شماره شهرهاى قوم لوط هفت بود.
[١٧٣] «وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ- و بر ايشان بارانى بارانديم، و باران بيم داده شدگان باران بدى بود.» آيا چه بارانى بود؟
/ ١٠٩ چنان مىنمايد كه آن باران يكى از دو چيز بوده است: يا سنگهاى فرو ريخته از آسمان از گونه شهابها و آسمانسنگها كه به گونهاى نامحتمل مىنمايد، بدان سبب كه از آسمان به انبوهى از چنين نمودها فرو نمىريزد كه هفت شهر كامل را به كلى نابود كند، و اگر چنين بوده باشد البته از كار خدا بعيد نيست.
يا اين كه مقصود از مطر (باران) يك انفجار آتشفشانى از كوهى نزديك آن شهرها بوده است، و اين احتمالى است كه ممكن است درست باشد.
[١٧٤- ١٧٥] «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ* وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ- همانا در اين آيتى است، و بيشترين آنان مؤمن نبودند* و پروردگارت عزيز رحيم است.» خدا چه اندازه نسبت به بندگانش مهربان است كه، حتى پس از انحراف ايشان و فاسد شدنشان، تا رسول بر ايشان نفرستد و حجت را بر آنان تمام نكند، آنان را مورد مؤاخذه قرار نمىدهد، و چه عزيز و قدرتمند است خداوند جبّارى كه، چون منحرفان نسبت به رسول او تمرد و نافرمانى نشان دادند، آنان را به سختترين