تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٨ - شرح آيات
ابراهيم از اين آيه آمده است كه: او امير المؤمنين عليه السلام است. [١٦] و تشويق اسلام براى خواستار شدن ياد نيكو تنها از آن لحاظ نيست كه خواستهاى مشروع است، بلكه نيز از آن نظر است كه كمال نفس و تكامل آن را آشكار مىسازد، و در نهج البلاغة آمده است كه امير المؤمنين عليه السلام گفت
«آگاه باشيد كه زبان صالحى كه خدا براى شخص در ميان مردم بر جاى مىگذارد، نيكوتر از مال براى او است كه براى وارثانى باقى گذارد كه سپاس او نمىگزارند». [١٧] [٨٥] شرّى نيست كه بهشت در پى داشته باشد و منتهاى آرزوى نفس سالم و درست دست يافتن به بهشت است كه سراى كسانى است كه خدا از آنان راضى است و آنان را خرسند مىسازد.
«وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ.
[٨٦] اولين كسى كه ابراهيم (ع) به چالش او برخاست، پدرش آزر بود، و شايد چنان احساس مىكرد كه اين پدر خوانده حقى بر گردن او دارد و بايد در حق او نيكى كند، و به همين جهت در حق او نخست به راهيابى و سپس به رسيدن به مغفرت خدا دعا كرد و گفت
«وَ اغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ- و پدرم را بيامرز كه از گمراهان بود.»/ ٧٢ و شايد طلب آمرزش براى گمراهى كه هنوز به مرحله انكار خدا نرسيده است نيكو باشد، بالخاصه اگر بر گردن كسى كه درباره او دعا مىكند حقى داشته باشد، و معنى استغفار ظاهرا در اين جا خواستن هدايت براى او شدن است.
و ابراهيم به پدرش وعده داده بود كه براى او از خدا طلب آمرزش كند، چه
[١٦] - همان جا، ص ٥٧.
[١٧] - همان جا.