تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٧ - شرح آيات
دعا كننده و آن كه در دعا مورد خطاب قرار مىگيرد و چه با شكوه است خود دعا هنگامى كه مىگويد
«رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً- پروردگارا! به من فرمانى عطا كن.» اين طلب چيز بزرگى است كه شخص از خدا خواستار آن شود كه جانشين وى در زمين باشد، و چنان مىنمايد كه اين حكم و فرمان همان پيامبرى و دانش است كه مؤمنان بدين گونه آن را در دعا خواستار مىشوند
«پروردگارا به ما همسران و فرزندانى همچون نور چشم عنايت كن و ما را پيشواى پرهيزگاران قرار ده». [١٥] «وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ- و مرا به صالحان و شايستگان ملحق ساز.» گراميترين صالحان پيامبرانند، و چنان مىنمايد كه ابراهيم (ع) با اين دعا خواستار استقامت پيدا كردن بر راه راست تا آن حد بوده است كه به صالحان ملحق شود، و اين به سبب علم وى به اين مطلب بوده است كه كارها به پايانهاى آنها وابستگى دارد، و آدمى بايد خود را بر آن وادارد كه در راه پيشرفت فشارها را تحمل كند و تا آخرين حد پيش برود و به نتيجه نيكى كه از آغاز در نظر داشته است برسد.
[٨٤] گاه آدمى به پايان راه مىرسد، و اثر او محو مىشود، و نام او در معرض فراموشى قرار مىگيرد، ولى نفس استوار و درست چشم به آن دارد كه ذكر نيكوى وى پس از مرگش بر جاى بماند، و به همين سبب ابراهيم گفت
/ ٧١ «وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ- و قرار ده براى من زبان صدقى در پسينيان.» و رسول اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله- همان دعاى مستجاب شده ابراهيم است، چنان كه گفت: پس او لسان صدق در پسينيان است از آن جهت كه شريعت او را تجديد كرد و به اعتلاى ياد او پرداخت.
چنان كه امام على- عليه السلام- چنين كرد، و در ضمن تفسير على بن
[١٥] - الفرقان/ ٧٤.