تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٦ - شرح آيات
است غافل مىسازد، و هدايت شدگان از بندگان خدا پيوسته به اين حقايق بزرگ توجه دارند. از كجا آمدهايم و به كجا مىرويم و مدبّر كيست؟
مرگ و زندگى دو مهمترين نمود است كه بشر از آنها مىگذرد، و چون پرده غفلت از پيش چشم او بر كنار شود، به آن كس هدايت پيدا مىكند كه مردمان را با مرگ مقهور مىسازد، و سپس آنان را براى حساب برمىانگيزد. ابراهيم (ع) گفت
«وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ- و آن كه چون بميرم بار ديگر مرا زنده مىكند.» [٨٢] دلبستگى آدمى به هر چيز يا شخص با مرگ پايان مىپذيرد، ولى با پروردگار تا روز جزا برقرار مىماند، يعنى آن روز كه هيچ دلبستگى ديگر را فايدهاى نيست.
«وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ- و آن كه آرزوى آن دارم كه از خطاى من در روز جزا درگذرد.» قلب آگاه حقايق را چندان كشف مىكند تا به اوج آنها كه يقين پيدا كردن به بعث و نشور است برسد، و قلب ابراهيم عليه السلام چنين بود.
/ ٧٠ [٨٣] حقايق در قلب ابراهيم (ع) تجلّى كرد، چرا كه تسليم خداى جهانيان گشته بود و وجودش آكنده از يقين و آرامش شد و ديدگاههاى والايى را برخاسته از همين حقايق بر زبان مىآورد. كسى كه به خداى جهانيان ايمان آورد و بداند كه او آفرينندهاى هدايتگر است و رازق خوراك و نوشاك و شفا بخش و زنده كننده مرده و بخشاينده گناهان، ديگر نمىتواند به درگاه او زارى نكند و نيازهايش را نطلبد.
بلند پروازيهاى انسان، فراوان است، زيرا خداوند او را در بهترين شكل آفريده و گراميش داشته و برتريش داده است و روحيه رشد و پرواز را در جان او به وديعت نهاده است، ولى بت پرستى جلوى رشد روح را مىگيرد و به خواريش مىكشاند و انديشه پرواز را در او مىميراند. ولى ابراهيم (ع) از اين گونه پرستش رهايى يافته بود و لذا به وسيله دعا قريحهاش شكوفا گشته بود و چه بزرگ است