تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٩
شرح آيات
[٦٤] «وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ- و اين زندگى دنيا نيست مگر هوسى و بازيى.» زندگى دنيا به صورت عادى و با ابعاد مادى آن تنها لهو و لعبى بى هدف است، و هدفهاى جدى از آن جهت جدّى است كه با زندگى در آخرت و قضاياى غيبى ارتباط پيدا مىكند.
«وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ- و خانه آخرت خانه زندگى (جاودانى) است و كاش اين را مىدانستند.» در آخرت همه اسبابهاى جاودانگى زندگى فراهم است، همراه با خوشيهاى بيشمار، و آسايش نفسانى آميخته به اطمينان و آرامش، و مؤمن از غمهاى دنيا و گرفتاريهاى زندگى آسوده خاطر مىشود.
[٦٥] «فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ- پس چون بر كشتى سوار شدند، خدا را مىخوانند و دين را خالصانه براى او مىدانند، پس چون آنان (از دريا) نجات يافتند و به خشكى رسيدند، ناگهان شرك مىورزند.» اين آيه حالات نفسى انسان را در بعضى از ايستارهاى حياتى نشان مىدهد، پس در آن هنگام كه بيچاره و نيازمند به خداى سبحانه و تعالى است، به حاكميت و سرورى او اعتراف مىكند، و ولايت/ ٤٨٧ و استيلاى بر جهان و زندگى را مخصوص او مىداند، در صورتى كه پيش از آن به معارضه با فرستادگان خدا مىپرداخت، و ديروز نسبت به خدا كافر بود.
ولى به محض آن كه گام بر كرانه ايمنى نهاد، و از خطر دور شد، به عقب بازمىگردد، و به خدا كفر مىورزد، و براى او شريك قائل مىشود، و در قدرت و تسلط او شك مىكند، و مىگويد: «آنچه از آن خدا است براى خدا، و كار قيصر را به قيصر واگذار»؟!