تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٨ - رهنمودهايى از آيات
مىبايستى عذابى باشد كه به صورت عاجل و ناگهان بر كافران به خدا نازل شود، و اين را نمىدانند كه اگر چنين شود، ايمان براى آنان سودى نخواهد داشت، چون ديگر نيستند كه از ايمان خويش بهرهمند شوند، و اين را نمىدانند كه عذابى كه خواستار آنند ايشان را در ميان گرفته است، و آنان به سبب ظواهر زندگى آن را مشاهده نمىكنند، و چون حجابها از برابر چشم و دل ايشان برداشته شود آن را خواهند ديد.
براى رهايى از عذاب خدا مىبايستى كه به او ايمانى خالص داشته باشيم، و براى نبودن چنين ايمانى در خودمان نمىتوانيم به آن متشبث شويم كه چيرگى سلاطين جور و كفر مانع ايمان آوردن ما شده است، چه زمين خدا گسترده است و به راحتى مىتوانيم از حوزه تسلط اولياى كافر خارج شويم و به جاى ديگر زمين مهاجرت كنيم، و نيز ترسيدن از مرگ شايسته نيست، بدان جهت كه همه كس مرگ را خواهد چشيد و بازگشت همگان به پروردگارشان است.
/ ٤٧٦ پس بر شخص خردمند واجب است كه خواهان پاداش خدا شود كه آن را ويژه مؤمنانى قرار داده است كه به كارهاى نيك و شايسته مىپردازند، و اين پاداش به صورت كاخها و غرفههايى از بهشت است كه جاودانه در آن به سر خواهند برد، مگر نه اين است كه بر بلا صبر كردند و بردبارى نشان دادند، و به سبب توكلى كه بر خداى خود داشتند، در سختيهاى زندگى هرگز دچار نوميدى نشدند، و ترس قطع شدن روزى نداشتند، بدان سبب كه روزى هر جنبنده به دست خدا و او شنوا و دانا است.
(و خدا آنان را به فطرتشان مىخواند) پس اگر از ايشان بپرسى كه چه كس آسمانها و زمين را آفريده است، به اين امر اعتراف مىكنند كه خالق آنها خدا است، و او خورشيد و ماه را مسخّر انسان ساخته، پس چرا اجازه مىدهند كه شيطان گمراهشان سازد؟! و خدا روزى هر كس را كه خواهد گسترش مىدهد، و بر هر كه خواهد تنگ مىگيرد، و علم او بر هر چيز محيط است، پس چرا بايد از فقر بترسيم و به طمع