تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨ - گردآمدن جادوگران
چنان مىنمايد كه جادوگرى، با وجود انتشار آن در ميان مردم آن روز در مصر، در نظر او منفور بوده و به همين سبب موسى را به سحر متهم كرده است، ولى با وجود اين در صدد يارى جستن از جادوگران برآمد و به ايشان وعده داد كه از نزديكان او خواهند شد، ولى چون آنان به موسى ايمان آوردند، از گفته خود بازگشت و موسى را به تهمت رياست جادوگران متهم ساخت.
و طاغيان پيوسته بنا بر مصلحت خود از شاخى به شاخ ديگر مىپرند، و همين دگرگونه شدنها خود دليلى بر بطلان و قلابى بودن ايشان است.
[٣٥] آدمى بر حسب فطرت دوستار سرزمينى است كه در آن به دنيا آمده و رشد كرده است، و طاغيان از همين/ ٤٠ دوستى به صورتى ناپاك بهرهدارى مىكنند، و مدّعى آناند كه پيوسته نگاهبان زمين زادگاه مردمانند، و در برابر خطرهاى خارجى و داخلى از آن نگاهبانى مىكنند.
و از همين راه موسى را به آن متهم كرد كه در امنيّت مردم اخلال مىكند، و هدف نهايى او بيرون راندن قبطيان از سرزمين خودشان است، پس گفت
«يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِ- مىخواهد با جادوى خود شما را از سرزمينتان بيرون راند،» و فرعون اعتنايى به رأى و نظر مردم نداشت، چه او خود را معبود و پروردگار اعلاى ايشان مىپنداشت، و چگونه ممكن است پروردگار از پروردگار خويش استشاره و نظر خواهى كند؟! ولى در آن هنگام كه بيم فرو ريختن تخت فرمانرواييش سراسر جان او را فرا گرفت، به مشورت با اطرافيان خود پرداخت، و اين براى آن نبود كه از عقل و تجربه ايشان مدد خواهى كند، مگر نه اين بود كه پيش از آن بدون چنين مشاورهاى فورا به پاسخگويى به موسى پرداخت، بلكه منظورش آن بود كه آنان را به هوادارى خويش برانگيزد، و از تأثير دلايل قاطع در جان و روان ايشان جلوگيرى كند، و نيز براى اين كه آنان را در گناهى كه مىخواست در حق پيغمبرى چون موسى مرتكب شود شريك خود سازد، تا اگر پس از آن مىخواست به عملى كردن آن بپردازد رأفت