تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٨ - فعلموا أن الحق لله
[٧٦] و از جمله آنچه انسان به دروغ بر خدا مىبندد، پيروى كردن از دارندگان مال و ثروت است.
«إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ- قارون از قوم موسى بود، پس نسبت به ايشان به سركشى پرداخت و به آنان ستم كرد.» «وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ- و به او از گنجها چندان داديم كه كشيدن بار كليدهاى آنها بر يك گروه سنگين مىنمود.» در تفسير على بن ابراهيم آمده است كه «عصبة گروهى را مشتمل برده تا پانزده نفر گويند». [٣٠] خدا به او گنجهايى (صندوقها و مخزنها) داراى كليدهايى داده بود كه گروهى از صاحبان قوت را حمل بار اين كليدها دشوار بود، و هدف از اين بخشش آزمايش قارون بود. چه مؤمن حقيقى كسى است كه افزايش ثروت او را به خدا نزديكتر مىكند، و با خدمت كردن به مردم از خود تواضع نشان مىدهد، و به همين سبب در حديث آمده است كه
«ثروتمند سپاسگزار بهتر از فقير بردبار است».
اما كسى كه ايمان سست داشته يا منافق بوده باشد، ثروت جز بر دورى او از خدا نمىافزايد، و در ميان مردم جز/ ٣٧٢ تكبّر و غرور او افزايش پيدا نمىكند، و قارون از گروه اول نبود و مؤمنان به او نصيحت مىكردند.
«إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ- هنگامى كه كسان وى به او گفتند كه از راه غرور شادمان مباش.» فرح در اين آيه به معنى غرور، و آن عبارت از وجود نداشتن هدف است، و احساس انسان به حالت (نبودن مسئوليت) كه بسيار كسانند كه به سبب جاه و مال مبتلاى به اين درد مىشوند، و خداوند متعال گفته است: «كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى* أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى- هرگز چنين نيست، و انسان سركشى و طغيان مىكند* در آن هنگام
[٣٠] - بحار الانوار، ج ٣، ص ٢٤٩.