تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٢ - رهنمودهايى از آيات
چه هر چيز در زندگى عنوان وسيلهاى براى رسيدن به هدفى برتر از آن است، نشاط و شور وسيلهاى براى تلاش و كوشش است، و تلاش وسيلهاى براى آبادى زمين، و آبادى زمين وسيلهاى براى آسايش و رفاه شخص، و آسايش وسيلهاى براى رسيدن به كمال روحى، و بدين گونه هر نعمتى وسيله دست يافتن به نعمتى بزرگتر از آن در سلسلهاى تصاعدى مىشود، و پايان اين رشته آنجا است كه خداى عز و جل درباره آن گفته است: «إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى- و بازگشت به سوى پروردگار تو است».
شكر راستين آن است كه آدمى را به انديشيدن درباره عوامل و اسباب نعمت، و در نتيجه پاسدارى از آنها براى ادامه يافتن نعمت مىرساند، چه بقا و دوام نعمت مرهون بقا و دوام عوامل آن است، چنان كه حال تندرستى- كه خود نعمتى است- تا زمانى باقى مىماند كه مصونيت و سلامت نفس و حركت برقرار باشد؛ اين از يك سو.
/ ٣٤٥ از سوى ديگر ايستار كفر و كفران قرار دارد كه در سه امر خلاصه مىشود
اولا، توجه نكردن به عوامل نعمت، ثانيا تلاش نكردن براى تحقق بخشيدن به هدفهاى آن، ثالثا در برابر آن ايستارى نادرست داشتن.
و در اين درس با بحث و بيان درمان ژرفى براى اين دو ايستار- شكر و كفر- رو به رو مىشويم، و با وجود آن كه اين دو كلمه را مشاهده نمىكنيم، آيات اين درس تا داستان هارون ايستار سالم و درست انسان را در برابر نعمت براى ما تحديد و تعريف مىكند.
اعراب ساكن مكه تصور مىكردند كه نعمتى كه در آن زندگى مىكنند، برخاسته از واقعيت موجود است كه در آن بت پرستى رواج داشت و تسلط آنان بر ديگر اعراب از طريق موقعيت اقتصادى و اجتماعى تأمين مىشد، و به همين سبب، از ترس برخاستن ديگر اقوام عرب عليه ايشان، و در نتيجه از دست دادن موقعيتى كه كسب كرده بودند، خواهان آن نبودند كه به رسول خدا (ص) ايمان آورند، پس خدا آنان را بدين گونه آگاه كرد
اولا: شما از سبب حقيقى نعمت آگاه نيستيد. و آن اراده خدا است و