تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٣ - شرح آيات
است كه پيامبران با دريافت وحى به خدايان تبديل نمىشوند، و اين كه وحى از خود ايشان نيست، بلكه مسئوليتى الاهى براى هر كس است كه خدا او را برگزيند.
/ ٣١٢ غالبا آنچه خدا به پيامبرانش وحى مىكند، براى آن است كه اين حقيقت را صريح به مردم بگويند، چنان كه خداوند سبحانه و تعالى گفته است: «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ- بگو كه من بشرى همچون شمايم». [١٦] به همين سبب، موسى پس از ديدن جان، پشت كرد و گريخت و به پشت سر خود نگاه نكرد، و آن- چنان كه بعضى گفتهاند- مار كوچك متحرك است.
شايد تنها در اين دفعه عصا به صورت مار درآمد، اما در دفعات بعد به صورت اژدهايى بزرگ درمىآمد.
«يا مُوسى أَقْبِلْ- اى موسى! پيش بيا.» تو كسى هستى كه مىبايد حامل رسالت خدا باشى، و بنا بر اين واجب است كه شجاع باشى و نترسى.
«وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ- و نترس زيرا كه تو از ايمن شدگانى.» پس اين آغاز راه است، و در برابر تو سختيها و مشكلات فراوان وجود دارد، و قلب موسى با اين نداى ربّانى آرامش يافت و شجاعت پيدا كرد و مار را گرفت كه در دست او بار ديگر به صورت عصا درآمد.
[٣٢] و نداى الاهى بدين صورت ادامه يافت
«اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ- و دست خود را در جيبت داخل كن تا سفيد و تابنده بدون آسيبى از آن بيرون آيد.» يعنى سفيدى و تابندگى آن، مثلا، نتيجه بيمارى برص نيست، بلكه آيتى الاهى براى موسى است.
«وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ- و تا از وحشت بيارامى دست خود را در بغل كن،
[١٦] - الكهف/ ١١٠.