تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٧ - شرح آيات
در آن هنگام كه حركت رسالى در اوضاع و احوال عمل سرّى قرار مىگيرد، بر آن واجب است كه هزار حساب را براى تحركهاى خود انجام دهد، و وقت مناسب را براى وارد كردن هر ضربه بر نظام حاكم انتخاب كند، و اين كه مبارزه صورت انفجارى به شكلى فراگير و آشكار تنها زمانى صورت بگيرد كه نضج و رسيدگى پيدا كرده و زمينه تودهاى آن نيز چنين شده باشد، و در ضمن برنامهاى حساب شده پيش از آن عملى شود، و گرنه سرنوشت آن شكست خواهد بود.
همه اين حسابها عواملى بود كه موسى (ع) را بر آن داشت تا بر اسراييلى در آن هنگام كه با قبطى ديگرى درگير شده بود، خشمگين شود، و اگر از موسى خواستار يارى نشده و در نتيجه هويت او را بر مردم آشكار نكرده بود،/ ٢٨٥ شايد چنين وضعى پيش نمىآمد.
«فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ- پس ناگهان كسى كه ديروز از او طلب يارى كرده بود، از وى خواستار يارى شد.» قرآن طلب يارى مرتبه دوم را با استصراخ بيان كرده و نگفته است كه «يستنصره»- كه درباره سخن از ديروز چنين گفته بود- و شايد از آن جهت چنين بوده باشد كه ايستار اسراييلى فضاحت آميز بود، و شايد همين امر سبب خشمگين شدن موسى (ع) نسبت به او شد.
«قالَ لَهُ مُوسى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ- موسى به او گفت كه تو گمراهى آشكارى.» راه درست را مىدانى، و به راه انداختن چنين مبارزهاى در اوضاع و احوال كنونى كار شايستهاى نبوده است، ولى تو به صورتى آشكار از راه راست منحرف شدى، و از آن روى چنين است كه موسى (ع)- چنان كه به نظر مىرسد- دربار اول خطاى وى را به او گوشزد كرده و گفته بود: «هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ- اين كار شيطان است و او دشمن گمراه كننده آشكار است»، [٤] ولى او
[٤] - القصص/ ١٥.