تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٤ - شرح آيات
است و به اين جهت به پرستش آنها مىپردازد،/ ٢١٩ ولى اين را نمىداند كه اگر خدا مىخواست همه كسانى را كه بر اريكههاى فرمانروايى نشستهاند، همچون برگهاى خزانى بر زمين مىافكند، و اين حقيقت با آدمى بسيار نزديك است، و اگر به فطرت خود بازگردد و به جستجوى در درون خود بپردازد آن را خواهد يافت، ولى به سبب شهوتها و دشواريها و فشارها آن را فراموش مىكند.
هنگامى كه خدا ما را متوجه به ايمان مىسازد، براى آن است كه بتوانيم بر خودمان تسلط پيدا كنيم، و به تسخير طبيعت پيرامون خويش بپردازيم، و چنان شويم كه در حديث قدسى آمده است
«اى بنده من! از من اطاعت كن تا مثل من شوى: من براى ايجاد چيزى مىگويم: باش، پس مىباشد و وجود پيدا مىكند، و تو نيز به شىء مىگويى: باش، و آن چيز وجود پيدا مىكند».
ولى در آن هنگام كه بشر از دژ استوار خدا خارج مىشود، و از او دور مىماند، هر چه در طبيعت است او را به بردگى خويش درمىآورد و مسخر خود مىسازد، همچون كسى كه به خاطر خرى شهيد شده است كه رسول خدا (ص) براى او همراه با ديگران شهيد نماز نگزارد.
[٦٣] أَمَّنْ يَهْدِيكُمْ فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ- آيا چه كس در تاريكيهاى خشكى و دريا شما را راهنمايى مىكند؟» هدايت از جانب خدا است، و اگر به كسى ساختن قطب نما را الهام نمىكرد، در راه خود گم مىشد، و اگر پيامبران را نمىفرستاد، حق و باطل از يكديگر شناخته نمىشد.
گاه انسان چنان مىپندارد كه در هنگام گم شدن در پهنه دريا قطب نما او را هدايت مىكند، يا عقل او به راهنماييش برمىخيزد، ولى آيا آن وقت كه از قطب نما يا عقل او كارى براى هدايت برنيايد، چه كس شناختن راه را به او الهام مىكند؟! و در آن هنگام كه هدايت از راه عقل صورت مىگيرد از جانب خداوند متعال است.