تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٠ - شرح آيات
او گفت: فدايت شوم، ابن أكثم از من پرسشهايى كرد تا رأى خودم را درباره آنها بيان كنم، و على خنديد و سپس گفت كه: آيا چنين كردى؟ و من گفتم: نه، گفت: براى چه؟ گفتم: بدان سبب كه پاسخ را نمىدانستم، و او گفت كه
پرسش چه بود؟ و من گفتم: به من گفت كه: آيا سليمان نيازى به دانش آصف بن برخيا داشت؟ و سپس پرسش را بيان كردم و او گفت
«اى برادرم! بنويس: بسم اللَّه الرحمن الرحيم، اين كه پرسيدى از اين گفته خداى تعالى در كتابش قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ مقصود آصف بن برخيا است، و سليمان از مدد گرفتن از آنچه آصف مىدانست عاجز نبود، ولى او- صلوات اللَّه عليه- مقصودش آن بود كه جنّ و انس بدانند كه پس از سليمان او حجت است، و آن از علم سليمان بود كه به فرمان خدا آن را در نزد آصف به امانت نهاد و خدا اين را به او فهماند تا در امامت و راهنمايى او اختلافى پيش نيايد، به همان گونه كه در زندگى داوود نيز چنين به سليمان فهمانده شد تا امامت و نبوت او پس از وى شناخته شود و تأكيدى بر حجت بودن او براى مردمان باشد». [١٣] آرى، سليمان (ع) از آن روى آصف بن برخيا را براى اين كار برگزيد كه مردمان بدانند كه آصف وصى سليمان است، و هنگامى كه تاريخ پيامبران (ع) را مىخوانيم، ملاحظه مىكنيم كه آنان در مواقع حساس معيّنى چنان عمل مىكنند كه مردمان از وصى و جانشين ايشان پس از وفاتشان با خبر و آگاه باشند و معلوم شود كه خليفه بعد از ايشان چه كس خواهد بود، و بدين گونه آينده رسالت را تضمين مىكنند.
از سورة النمل چنين الهام مىگيريم كه سلطنت بر سه پايه متكى است
يكى علم كه بالاترين درجه آن عبارت از اين است كه انسان از خيرات ديگران و عقلهايشان «وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ- در امور با ايشان مشورت كن» و از حزم و دورانديشى آنان «فَإِذا عَزَمْتَ- و چون تصميم گرفتى» و توكل كردن بر خداوند
[١٣] - همان كتاب، ص ٩١.