تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٦ - رهنمودهايى از آيات
بلقيس چنان نظر داد كه بلقيس به هر گونه كه صلاح مىداند عمل كند و آنان هر چه را كه وى فرمان دهد اجرا خواهند كرد./ ١٧٨ و قرار نهايى بلقيس آن بود كه به سليمان تسليم شود، از آن روى كه مىدانست نفوذ و قدرت وى بيش از خود او است، و اگر استقلال سرزمين خود را از طريق همكارى با سليمان خريدارى نكند، او و سپاهيانش گرفتار جنگى خواهند شد كه نتيجه آن ويرانى و بدبختى و هلاكت است.
قرآن حكيم حوادث تاريخى را تنها از آن روى براى ما بيان نمىكند كه از آنها آگاهى حاصل كنيم يا مايه تسليت خاطر باشد، بلكه آنها را براى عبرت و پند گرفتن ما از اين گونه حوادث در اختيار ما قرار مىدهد، و هيچ سخن از لغو و عبث و چيزهاى بيهوده در آنها به ميان نمىآيد، و بنا بر اين بر عهده مردمان هر نسل است كه به اندازه قدرت فهم و فرا گرفتن مطالب از آنها بهرهمند شوند.
از داستان چنين نتيجه مىشود كه بهترين حكومتى كه بايد براى تنظيم زندگى و امور مردم تأسيس شود، آن حكومت است كه مشورت مردم را با حزم و دور انديشى در مقررات جمع كند، زيرا كه آنچه عالم را به حركت درمىآورد دو امر است: علم و اراده. پس بر هر كس لازم است كه نخست راه را بازشناسد و سپس قرار را بر گذشتن از آن بگذارد، چه گاه ممكن است كه قرار بدون علم و معرفت نادرست و مايه هلاكت باشد، و قرارى كه با اراده همراه نباشد سست و ضعيف است، و سلطه و قدرت مىبايستى مجسم كننده اين دو عامل اساسى براى حركت تاريخ بوده باشد.
در آن حكومتهاى پارلمانى كه مقررات و قوانين به سبب اختلاف افراد به صورت خوشى درنمىآيد، تصميمات برخاسته از روى حزم و دورانديشى كمتر گرفته مىشود، و اما در حكومتهاى استبدادى حزم در قرارها وجود دارد ولى رأى صائب و قرار علمى در آن كمتر به وجود مىآيد، بدان سبب كه فكر يك نفر نمىتواند فرا گيرنده معرفت و تجربه كافى باشد، و اما در حكومتهايى كه مقررات در اختيار بزرگترين سلطه يعنى فردى است كه زمام امور را در اختيار دارد، ولى