تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٢ - شرح آيات
كشوردارى نمىداشت، وارث فرمانروايى و پادشاهى نمىشد.
از پارهاى نصوص چنين پيداست كه سليمان دانش و شايستگى را كه خدا در او به وديعت نهاده بود از كودكى از پدرش به ارث برده بود.
در اصول كافى از بعضى از اصحاب ما از ابو جعفر دوم (ع) روايت كرده است كه به او گفتم: مردم درباره كمى سن و سال تو سخن مىگويند، پس او به من گفت: «خداى تعالى به داوود وحى فرستاد كه سليمان را به جانشينى خود برگزيند، در صورتى كه كودكى بود گوسفند مىچرانيد، پس بنى اسراييل و علماى ايشان اين كار را نپسنديدند و خدا به داوود وحى فرستاد كه: عصاهاى سخنگويان و ناراضيان و عصاى سليمان را بگير و آنها را در اطاقى قرار ده و در آن اطاق را مهر و موم كن، پس چون فردا شود آن در را بگشا و هر عصايى كه شاخ و برگ و ميوه پيدا كرده است، صاحب آن جانشين تو خواهد بود، و چون داوود (ع) اين مطلب را به ايشان خبر داد، گفتند: به اين راضى و تسليم شديم». [٢] [١٧] «وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ- و سپاهيان سليمان از جنّ و انس و مرغان را گردهم فراهم آوردند.» شايد وظيفه مرغان رساندن نامهها همچون كبوتر نامهبر، يا جاسوسى و خبر رسانى همچون هدهد بوده است.
«فَهُمْ يُوزَعُونَ- و بر حسب نوع كار تقسيم شدند.» يعنى: سليمان كارها را ميان سپاهيان خود تقسيم كرد، و حشر در اين آيه بدان معنى نيست كه به صورتى پريشان و نامنظم گردهم جمع شدند، بلكه توزيع و تقسيم آنها صورتى منظم داشت، و چنان مىنمايد كه تمدّن در دوران سليمان (ع) تكامل پيدا كرده و او از زبانهاى مختلف آگاهى داشته است.
/ ١٦٤ در تفسير على بن ابراهيم از امام صادق (ع) آمده است
«به سليمان پسر داوود- با وجود علمش- شناخت سخن گفتن به هر
[٢] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٧٥.