تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٥٤ - مقاله مرحوم شهيد ثانى در مسالك
قربت و نيّت اخلاص باشد چنين فعلى را نمىتوان متعلّق اجاره قرار داد و اجرت اخذ نمود زيرا شرط عمل مستأجر عليه و فعلى كه متعلّق اجاره قرار گرفته آنستكه براى ايقاع در مقابل استحقاق غير قابليّت داشته تا انجامش از مصاديق وفاء بعقد محسوب گردد در حاليكه عبادات و عمل قربى براى اينمعنا قابليّت ندارد.
شرح مطلوب
قوله: لا يجوز اخذ الاجرة الخ: يعنى نمىتوان كسى را كه براى خود اذان مىگويد: اجير نموده باو بگوئيم در مقابل اذانى كه مىگوئى فلان مقدار اخذ نما.
قوله: اذا كان ممّا يرجع نفسه من الغير: ضمير در « كان » به اذان المكلّف راجع است چنانچه ضمير در « منه » نيز بآن عود مىكند.
قوله: لاجله يضحّ الاستيجار: ضمير در « لاجله » به رجوع النّفع منه الى الغدير راجع است.
قوله: و الاجتزاء به فى الصّلاة: ضمير در « به » به اذان المكلّف برمىگردد.
قوله: و كذا اذان المكلّف للاعلام الخ: يعنى اذانى را كه مكلّف صرفا بمنظور اعلام وقت مىگويد متعلّق اجاره قرار داد نه اذانى را كه براى نماز خود مىگويد و غرض اسلام نيست.
قوله: كما عنه و عن جامع المقاصد: ضمير در « عنه » به علّامه در مختلف راجع است.
قوله: بناء على انّه عبادة: ضمير در « انّه » به اذان راجع است.
قوله: رواية زيد بن على الخ: اين روايت را مرحوم صدوق در كتاب من لا يحضر ص (١٠) ج (٣) و صاحب وسائل در ج (١٢) ص (١١٣) باين شرح نقل فرمودهاند:
محمّد بن الحسن باسنادش از محمّد بن حسن صفّار، از عبد اللّه بن المنبّة، از حسين بن علوان، از عمرو بن خالد از زيد بن على، از پدر بزگوارش، از آباء گرامش، از مولانا امير المؤمنين عليه السّلام:
انّه اتاه رجعل، فقال: