تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٤٢ - تنبيه دوم
اينستكه اگر زيد مخالفت كند و خواسته ظالم را عملى نسازد مال مؤمن ديگرى (بكر) غارت مىشود در اينجا نمىتوان گفت زيد در غارت كردن مال عمرو مكره است و شرعا در اين فعل مجاز مىباشد چه آنكه اگر غارت مال عمرو در حقّ زيد را حرام بدانيم اين تحريم حكمى نيست كه زيد را به حرج بياندازد بلكه تسويغ و تجويز اين غارت بمنظور دفع غارت از بكر قبيح مىباشد چنانچه از ملاحظه و دقّت در معناى روايت سابق الذّكر و غرضى كه از تقيّه مورد نظر است مىتوان اين مطلب را استفاده كرد خصوصا اگر مال منهوب اوّل يعنى عمرو بمراتب از مال منهوب دوّم (بكر) اعظم باشد فلذا تجويز غارت نمودن مال عمرو بمنظور حفظ مال بكر شبيه به فرار كردن از باران و به زير ناودان رفتن است پس آنچه لازم است در اينمقام گفته شود اينستكه مكره حقّ ندارد بمؤمنى ضررى وارد نمايد اگرچه بخاطر دفع ضرر اعظم از غير او باشد.
بلى، اگر اضرار بمؤمنى بمنظور دفع ضرر جانى از مؤمن ديگر باشد البتّه اين اضرار احتمالا جايز بوده مشروط باينكه مقدار ضرر مالى كه وارد كرده ضامن بوده و به شخص متضرّر آنرا بپردازد.
شرح مطلوب
قوله: او باهله ممّن يكون ضرره: ضمير در « ضرره » به اهل راجع است.
قوله: راجعا الى تضرّره و تألّمه: ضمائر مجرورى در « تضرّره » و « تألّمه » به مكره (بفتح راء) راجعند.
قوله: و الظّاهر انّه لا يعدّ ذلك اكراها: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » بوده و مشار اليه « ذلك » اكراه مذكور يعنى اكراهى كه بر ترك مكره عليه تنها ضرر بر بعضى از مؤمنين مترتّب مىگردد مىباشد.
قوله: اذ لا خوف له: ضمير در « له » به مكره بفتح راء برمىگردد.
قوله: يحمله على فعل ما امر به: ضمير فاعلى در « يحمله » به خوف و ضمير مفعولى به مكره بفتح راء برمىگردد.
قوله: مثل ما فى الاحتجاج عن امير المؤمنين عليه السّلام: اين روايت را مرحوم صاحب