بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٨٦ - دفع اشكال از استحقاق عقاب بر ترك واجب بواسطه ترك مقدمه
در حقّ مولى ظلم تلقّى شده و عقلاء مكلّف ياغى را از زىّ و رسوم رقّيّت خارج دانسته و او را در زمره متمرّدين بر مولى مىدانند از اينرو بر استحقاق عقاب و مذمّتش از اينجهت حكم كرده اگرچه او را تارك و مخالف تكليف فعلى منجّز قرار نمىدهند بخلاف موردى كه شخص مقتضى تكليف را دفع كرده و مانع از ثبوت و تحقّقش گردد مثل اينكه در صدد تحصيل استطاعت براى حجّ برنيايد چه آنكه مثل چنين شخصى ظالم بشمار نيامده و عقلاء او را از زىّ عبوديّت خارج قرار نداده و در ضمن طاغيان و متمرّدين بر مولى داخلش نمىكنند زيرا وى غرض تام الاقتضاء مولى را تفويت نكرده است.
و حاصل آنكه مدار و ملاك استحقاق عقاب تحقّق يافتن عنوان « ظلم بر مولى» بوده كه عنوانى است قبيح و عقلا بر آن عقاب و مذمّت مترتّب مىباشد لذا در هرموردى كه اين عنوان محقّق بود مكلّف استحقاق عقاب را داشته و در غير آن نمىتوان باستحقاق عقابش حكم نمود.
بيان مراد
قوله: مع عدم فعليّة وجوبه: ضمير در « وجوبه » به واجب راجع است.
قوله: و هو عدم حضور وقته: ضمير « هو » به وجود المانع راجع است و ضمير در « وقته » به ذى المقدّمه موقّت عود مىكند.
قوله: فى انّ دفع التّكليف: مقصود از « دفع تكليف» ترك آن مىباشد.
قوله: لغرض المولى المعلوم الملزم: دو كلمه « معلوم » و « ملزم » هردو بصيغه اسم مفعول بوده و صفت هستند براى « غرض » .
قوله: ظلما فى حقّه: يعنى فى حقّ المولى.
قوله: و خروجا عن ذىّ الرّقّيّة: كلمه « زىّ » بتشديد ياء يعنى رسم و عادت.
قوله: و تمرّدا عليه: كلمه « تمرّد » مصدر است از باب « تفعّل » يعنى سرپيچى و طغيان و ضمير مجرورى در « عليه » به مولى عود مىكند.
قوله: فيستحقّ عليه العقاب: ضمير در « يستحقّ » به مكلّف راجع بوده و ضمير مجرورى در « عليه » به دفع تكليف برمىگردد.