بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٧٧ - مقام دوم امر ظاهرى
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
شكّى نيست در اينكه امر واقعى در مورد اصل و اماره بر مكلّف منجّز نمىباشد يعنى اگر بواسطه عمل باماره و اصل با آن مخالفت شود حقتعالى مكلّف را عقاب نخواهد نمود چه آنكه تكليفى كه مكلّف از آن فحص نموده و بآن نرسيده و از وصولش نيز مأيوس گشته بر عهده وى منجّز نبوده لاجرم مخالفتش عقابآور نيست زيرا پرواضح است تكليف تنها در صورت وصولش بمكلّف بر او منجّز مىباشد و در آن فرقى بين اسباب وصول نبوده حتّى اگر بواسطه علم اجمالى باشد.
پس از آن مىفرمايند:
آنچه گفتيم كلام و اشكالى در آن نمىباشد و عنقريب در مباحث حجّت تفصيلى كه جديدا در آن داده شده انشاء اللّه ذكر خواهد شد و آنچه سخن در آن پسنديده و بحث از آن شايسته است اينستكه:
امر واقعى مجهول اگر معلوم شد اماره يا اصل در آن بخطاء رفته و از طرف ديگر بحسب فرض مكلّف باماره بخطاء رفته يا اصل مخالف با واقع عمل نموده باشد آيا بر او امتثال واقعى نسبت به اعاده عمل در وقت و قضائش در خارج وقت واجب بوده يا چيزى در عهده او نيست بلكه آنچه بر طبق اماره يا اصل اتيان كرده مجزى است و مىتوان بآن اكتفاء نمود؟
بعد از آن مىفرمايند:
عملى كه بر خلاف واقع درآمده گاه بواسطه عمل باماره بوده و زمانى بخاطر عمل باصل مىباشد.
و انكشاف خلاف نيز به دو نحوه ممكنست صورت بگيرد:
الف: انكشاف بنحو يقين.
ب: انكشاف بمقتضاى حجّت معتبره.
در نتيجه چهار صورت حاصل مىشود باين شرح:
١- عمل باماره و انكشاف مخالفت آن با واقع بر وجه يقين.
٢- عمل باماره و انكشاف مخالفتش با واقع بمقتضاى حجّت معتبره.
٣- عمل باصل و انكشاف مخالف آن با واقع بر وجه يقين.