بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١١٦ - رأى حق در مسئله
حتّى لو كان بتوسّط العنوان، فانّ توسّط العنوان لا يخرجه عن استحالة تعلّق التّكليف به.
ترجمه: ثانيا: وقتى متعلّق تكليف را عنوان دانسته نه معنون مقصودمان اين نيست كه عنوان بملاحظه وجود ذهنى كه دارد متعلّق طلب قرار گرفته چه آنكه اينمعنا بطلانش ضرورى و بديهى است بدليل آنكه محلّ آثار و متعلّق غرضى و آنچه مصلحت و مفسده بر آن بار است معنون بوده نه عنوان، بلكه منظور اينستكه:
متعلّق همان عنوان است در حاليكه واجد وجود ذهنى است نه آنكه اين نحو از وجود را در حين متعلّق قرار دادن ملاحظه و اعتبار كنيم.
و معناى اين كلام كه ميگوئيم غرض به عنوان در حاليكه وجود ذهنى دارد تعلّق گرفته اينستكه:
عنوان باين اعتبار متعلّق غرض است كه مرآت براى معنون بوده و در آن فانى ميباشد پس ميتوان ادّعاء كرد تخليه عنوان از وجود ذهنى عين تحليه و آراستنش به آن ميباشد.
ثالثا: وقتى از اين نكته نيز گذشته و قبول كرديم متعلّق تكليف عنوان بوده و بملاحظه اينكه مرآت براى معنون است و فانى در آن ميباشد تكليف بآن توجّه پيدا نموده اينك ميگوئيم:
مقصود اين نيست كه متعلّق حقيقى تكليف معنون بوده و باعتبار اينكه عنوان فانى در معنون است تكليف از عنوان به معنون سرايت ميكند چه آنكه اين گفتار بطلانش بديهى و ضرورى است زيرا طبق آنچه قبلا گفته شد مستحيل است كه معنون در هرحالى از حالات متعلّق تكليف قرار بگيرد حتّى بتوسّط عنوان زيرا عنوان معنون را از استحاله تعلّق تكليف بآن خارج نميكند.
بيان مراد
قوله: لانّ مثار الآثار: كلمه « مثار » يعنى محلّ و مورد.
قوله: لا انّه بما له من الوجود الذّهنى الخ: ضمير در « انّه » به عنوان برمىگردد.