بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٩٢ - وجوهى كه در جواب از اشكال مذكور گفته شده
امتثال امر از نظر علماء مقوّم عبادى بودن عمل است در حاليكه طهارات سهگانه هيچ امرى بآنها تعلّق نگرفته مگر امر غيرى و بدين ترتيب بالاخره تصحيح عباديّت آنها منتهى بامر غيرى شده و براى عبادت بودن آنها تنها راهى كه وجود دارد توجّه و تعلّق پيدا كردن امر غيرى بآنها مىباشد و اين در فرضى است كه اصوليّون مستحيل مىدانند امر غيرى مصحّح عباديّت آنها باشد زيرا عباديت دانستن آنها موقوف است بر اينكه امر غيرى بر عباديّت آنها سبقت داشته باشد در حاليكه بحسب فرض امر غيرى از آن متأخّر است زيرا امر مزبور در حالى بطهارات سهگانه تعلّق گرفته كه عبادت بودنشان مفروغعنه مىباشد در نتيجه لازم مىآيد كه متأخّر متقدّم و متقدّم متأخّر باشد و اين خلف است و محال يا طبق گفته بعضى مستلزم دور است.
وجوهى كه در جواب از اشكال مذكور گفته شده
از شبهه و اشكال مذكور جوابهائى داده شده كه در صورت وجود امر غيرى يعنى قائل شدن بوجوب مقدّمه واجب و بفرض اينكه عباديّت عبادت صرفا بواسطه قصد امرى كه بآن تعلّق گرفته باشد بنظر ما بهترين آنها جوابى است كه در ذيل نقل مىشود:
آنچه مصحّح عباديّت طهارات سهگانه است امر نفسى استحبابى است كه بآنها تعلّق گرفته و اين امر قبل از توجّه امر غيرى بآنها است.
البتّه استحباب مزبور در حدّ استحبابات ديگر نبوده كه با جواز ترك نيز سازش داشته باشد زيرا بحسب فرض انجام و فعل طهارات سهگانه واجب بوده و تركشان جايز نمىباشد و استحباب نسبت به وجوب مرتبه ضعيف آن محسوب مىشود لذا اگر وجوب بر استحباب عارض گردد هرگز استحباب معدوم نمىشود بلكه وجودش شدّت مىيابد، پس بايد بگوئيم وجوب عبارتست از استمرار استحباب همانطورى كه سواد مرتبه شديد بياض بحساب مىآيد يعنى ايندو يك وجود مستمرّ بوده كه داراى دو مرتبه مىباشد.
و وقتى امر چنين بود پس امر غيرى ما را به عملى كه ذاتا و فى حدّ نفسه