بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٨٣ - توضيح در اطراف معلول نبودن وجوب مقدمه از وجوب ذو المقدمه
بمقدّمه در چنين وقتى ممكن است از اينرو چون مانعى از فعليّت بعث نسبت بمقدّمه وجود ندارد لاجرم براى مولى ممكن است وجوب آنرا در اين هنگام انشاء و ايجاد كند پس در نتيجه بايد گفت:
فعلى نبودن وجوب قبل از فرارسيدن وقت صرفا بخاطر وجود مانع است نه فقدان شرط و مقتضى و چون اين مانع تنها نسبت به وجوب ذى المقدّمه بوده نه مقدّمه از اينرو قبل از وقت ذو المقدّمه وجوب فعلى نداشته ولى مقدّمه بالفعل واجب مىباشد.
فرع فقهى
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
بر آنچه در اينجا گفتيم فرع فقهى متفرّع مىشود و آن اينستكه:
قبل از وقت واجب هيچ مانعى ندارد كه مقدّمه مفوّته عبادى آنرا بقصد وجوب بياوريم مثلا:
در صورتيكه مقدّمه واجب را واجب بدانيم قبل از فرارسيدن وقت نماز يا روزه مىتوان طهارات سهگانه يعنى وضوء و غسل و تيمّم را به نيّت وجوب آورد.
و حاصل كلام آنكه:
عقل حاكم است باينكه قبل از وقت ذو المقدّمه لازم است مقدّمه مفوّته اتيان شود و هيچ مانع عقلى از اينحكم وجود ندارد.
بيان مراد
قوله: وجوب المقدّمة مشروطا به: ضمير در « به » به وقت راجع است.
قوله: بمعنى انّه دخيل فى مصلحة الامر: اين عبارت توضيح و تفسير است براى شرط بودن وقت براى وجوب نه نفى شرطيّت، و ضمير در « انّه » به وقت راجع است.
قوله: كالاستطاعة بالنّسبة الى وجوب الحجّ: مثال است براى دخيل بودن و شرط قرار دادن در مصلحت امر.
قوله: و لكنّه لا يتحقّق البعث قبله: ضمير در « لكنّه » بمعناى « شأن » بوده و