بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٢٣ - امر دوم معناى تبعيت در وجوب غيرى
ولى در عين حال بايد توجّه داشت كه اشتياق داشتن باينكه غير، فعلى را انجام دهد وجوب نمىباشد بلكه اين شوق آمر را وادار مىكند كه بآن فعل امر نمايد مشروط باينكه از امر مانعى ممانعت ننمايد و وقتى امر از آمر صادر شد و فرض كرديم كه آمر براى امر نمودن صلاحيّت دارد از نفس اين امر وجوب را انتزاع مىتوان كرد.
و حاصل آنكه وجوب غيرى معلول وجوب نفسى كه در ذو المقدّمه است نبوده و در سلسله علل نيز بآن منتهى نمىشود بلكه وجوب غيرى در سلسله علل به شوق نسبت به ذو المقدّمه منتهى مىگردد و همين شوق علّت است براى امر به مقدّمه مشروط باينكه مانعى در بين نباشد و بعبارت ديگر:
شوق ياد شده علّت تامّه نبوده بلكه مقتضى براى امر مىباشد.
سپس مىفرمايند:
اين نكته را در ذُكر و خاطر داشته باشيد كه در بحث از مقدّمات مفوّته و نيز اصل وجوب مقدّمه بكار مىآيد و بهمين مقدار از بيان واضح مىشود كه چگونه ممكنست وجوب مقدّمه مفوّته را پيش از وجوب ذو المقدّمه فرض نمود چنانچه بهمين بيان واضح و روشن مىگردد كه مقدّمه بطور كلّى واجب بوجوب مولوى نمىباشد بلكه وجوبش ارشادى است.
بيان مراد
حاصل فرموده مرحوم مصنّف در اين عبارات شرح دو نكته است:
نكته اوّل
كسانيكه وجوب غيرى را معلول وجوب نفسى قرار دادهاند ظاهرا علّت آنرا اين مىدانند كه افعال ارادى معلول مقدّمات و امورى است كه از جمله آنها شوق مىباشد و پرواضح است كه آمر وقتى فعلى را از مكلّف طلب نمود اين طلب معلول اشتياقى است كه بفعل مزبور تعلّق گرفته و جاى ترديد نيست كه انسان وقتى بفعل چيزى مشتاق شد تبعا آنچه را كه انجام اينفعل وابسته بآن است مورد شوق و