بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩١٩ - امر دوم معناى تبعيت در وجوب غيرى
ترجمه:
معناى دوّم
معناى دوّم اينستكه مراد از « تبعيّت » صرف تأخّر در وجود مىباشد، بنابراين ترتّب وجوب غيرى بر وجوب نفسى نظير ترتّب يكى از دو وجود مستقلّ است بر ديگرى يعنى فرض مىكنيم بعث و امرى كه بمقدّمه متوجّه شده بعث مستقلّ بوده ولى پس از بعثى كه به ذو المقدّمه متوجّه شده بنحوى كه توجّه امر به ذو المقدّمه مرتّب باشد بر وجود مقدّمه در نتيجه امر به ذو المقدّمه از قبيل امر به حجّ بوده كه وجودا بر حصول استطاعت مرتّب بوده و نيز نظير امرى است كه به صلوة تعلّق مىگيرد و آن مرتّب است بر حصول بلوغ يا دخول وقت.
ولى بايد توجّه داشت كه اينوجه از تبعيّت نيز شايسته آن نيست كه در اينجا مقصود باشد چه آنكه اينمعنا اگر مراد و در نظر گرفته شود وجوب مقدّمه در حقيقت وجوب نفسى ديگرى در مقابل وجوب ذو المقدّمه مىباشد و تنها فرقى كه بين آنها است اينكه وجوب ذو المقدّمه صرفا از نظر وجود بر وجوب مقدّمه سبقت دارد در حاليكه اينمعنا با حقيقت مقدّميّت تنافى دارد چه آنكه مقدّمه در وجود و وجوب صرفا جنبه موصل بودن به ذو المقدّمه را دارد.
بيان مراد
قوله: و لكنّه بعد البعث نحو ذيّها: ضمير در « لكنّه » به البعث الموجّه للمقدّمة راجع است.
قوله: مرتّب عليه فى الوجود: اينجمله حال است براى « البعث نحو ذيّها» و ضمير در « عليه » به مقدّمه راجع است فلذا مرحوم مصنّف مىبايد ضمير را مؤنّث مىآورد چه آنكه مقصود اينستكه:
امر و بعث متعلّق به ذو المقدّمه مرتّب است بر وجود مقدّمه.
قوله: فيكون من قبيل الامر بالحج: ضمير در « يكون » به امر به ذو المقدّمه راجع است.
قوله: فانّه لو كان ذلك هو المقصود: ضمير در « فانّه » بمعناى « شأن » بوده و مشار اليه « ذلك » معناى دوّم مىباشد.