بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩١٥ - امر اول واجب نفسى و واجب غيرى
اعتماد قرار داد.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
اين توهّم را مىتوان با اندك تأمّلى دفع نمود و آن اينستكه مىگوئيم:
تعبير و تعريفى كه براى واجب نفسى نموديم صحيح و بدون اشكال است و آن نظير تعبير حضرات از حقتعالى است كه مىفرمايند:
خداوند متعال واجب الوجود لذاته است.
يعنى ذات او را بحسب ظاهر تعريف علّت براى خودش قرار دادهاند و اگر اين تعبير مورد اشكال و ايراد است تعريف واجب نفسى نيز صحيح نيست و چون تعريف واجب الوجود بدون محذور و اشكال بوده لاجرم تعبير در واجب نفسى نيز نبايد اشكالى داشته باشد.
امّا بىاشكال بودن تعبير در واجب الوجود بخاطر آنستكه غرض حضرات از اين تعبير آنستكه وجود حضرتش از غير نبوده و مانند ممكنات در وجود مستند بغير نمىباشد نه آنكه منظور ايشان اينستكه آن جناب معلول ذات خويش مىباشد لذا در مورد بحث نيز مىگوئيم:
معناى « ما وجب لنفسه» آنستكه وجوبش از غير استفاده نشده و در مقابل واجب غيرى كه وجوبش بخاطر غير است اينقسم از واجب وجوبش بخاطر غير نيست.
و با اين توضيح و شرح معناى واجب غيرى نيز واضح و روشن مىگردد يعنى مىگوئيم:
معناى « ما وجب لواجب آخر» اينستكه وجوب آن بخاطر غير و تابع آن مىباشد زيرا مقدّمه براى آن غير است.
و در بحث آتى انشاء اللّه عنقريب معناى تبعيّت را توضيح خواهيم داد تا مقصود از وجوب غيرى در اين باب آشكار و ظاهر گردد.
بيان مراد
قوله: فانّه هنا موضع الحاجة لبحثهما: ضمير در « فانّه » بمعناى « شأن »