بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٨٨ - تقسيم اصل
ترجمه:
مسئله دوّم: اجزاء در اصول با كشف خطاء بطور يقين
شكّى نيست كه عمل باصل زمانى صحيح است كه مكلّف دليل اجتهادى بر حكم در دست نداشته باشد لذا در چنين فرضى باصل باعتبار اينكه وظيفه هرجاهلى در صورت فقدان دليل مراجعه بآن است رجوع مىنمايد و بدينوسيله خود را از حيرت و سرگردانى مىرهاند.
پس اصل در واقع وظيفهاى است براى جاهلى كه در حكم شكّ دارد و در مقام عمل بايد بآن منتهى گردد زيرا در حال شكّ جهت رفع حيرت راه ديگرى غير از آن ندارد.
تقسيم اصل
اصل بر دو قسم است:
١- اصل عقلى.
٢- اصل شرعى.
مقصود از اصل عقلى حكمى است كه عقل حاكم بآن بوده و متضمّن جعل حكم ظاهرى از شارع نيست مانند: احتياط و قاعده تخيير و برائت عقلى كه مرجعش به حكم نمودن عقل بنفى عقاب بدون بيان مىباشد بنابراين هيچ مضمونى براى برائت عقلى وجود ندارد مگر صرف رفع عقاب كه مستند است به حكم شارع به اباحه.
اصل شرعى عبارتست از آنچه شارع مقدّس در مقام شكّ و حيرت جعل نموده، بنابراين اصل مزبور متضمّن جعل حكم ظاهرى است نظير استصحاب و برائت شرعيّهاى كه برگشت آن به حكم شارع به اباحه مىباشد و مثل آنست اصالة الطّهارة و اصالة الحلّيّة.
بيان مراد
قوله: فيرجع اليه باعتباره وظيفة للجاهل: ضمير فاعلى در « يرجع » به مكلّف و