بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٧٤ - وجوه چهارگانه براى قول باجزاء
براى تحصيل كامل انتظار كشيده تا عذرش مرتفع گردد.
٤- زمانيكه در وجوب اداء و قضاء شكّ نموديم و فرض كرديم كه وجوب ايندو را بواسطه اطلاق و مثل آن نفى ننموديم اين شكّ سرايت كرده و باصل تكليف تعلّق مىگيرد و پرواضح است كه در مثل چنين شكّى اصالة البرائه كه بعدم وجوب قضاء و اعاده حاكم است جارى مىگردد.
اين وجوه چهارگانه يا برخى از آنها سرّ و جهت شده كه فقهاء به اجزاء حكم فرموده و بدين ترتيب قضاء و اداء را ساقط بدانند و ما نيز مىگوئيم:
طبق اين تقرير محلّ گريزى از اينقول نبوده و نمىتوان بغير آن قائل شد و در تأكيد اين رأى مىتوان نماز را كه عمده در اين باب است مورد استشهاد قرار داد چه آنكه خواندن نماز در حال اضطرار از اتيان بقضاء يا ادائش قطعا مجزى بوده و جاى ترديد نيست و بدين ترتيب مىتوان قول قائلين باجزاء را متين و محكم دانست.
بيان مراد
قوله: انّه لا اشكال فى انّ المأتى به: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: قد فات منه: ضمير در « منه » به مكلّف راجع است.
قوله: بل قد يلزم العقل بذلك: مشار اليه « ذلك » تحصيل كامل مىباشد.
قوله: لا يفى بها النّاقص: ضمير در « بها » به مصلحة ملزمة راجع است.
قوله: و لا يسدّ مسدّ الكامل فى تحصيلها: ضمير در « لا يسدّ» به ناقص راجع بوده و در « تحصيلها » به مصلحت برمىگردد.
قوله: نذكرها كلّها: ضمائر مؤنّث به وجوه عود مىكند.
قوله: انّه من المعلوم: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: يريد اللّه بكم اليسر الخ: آيه (١٨٥) از سوره بقره.
قوله: و انّ التّكليف منحصر فيه: ضمير در « فيه » به مكلّف به اضطرارى راجع است.
قوله: و ليس وراءه تكليف آخر: ضمير در « ورائه » به مكلّف به اضطرارى راجع است.