بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٣١ - فروق بين قضاياى مشهوره و قضاياى اوليه
جواب از اين استدلال آنستكه مقدّمه اوّل يعنى مضمون جمله شرطيّه را كه عبارت بود از:
لو كانت قضيّة الحسن تا و لكن.
قبول نداريم و جهت اين نپذيرفتن از مطلبى كه هم اكنون بيان نموديم معلوم و دانسته مىشود چه آنكه قضيّه حسن و قبح همانطورى كه گفتيم از مشهورات بوده و قضيّه: الكلّ اعظم من الجزء از يقينيّات اوّليّه مىباشد و بين ايندو هيچ ملازمهاى وجود ندارد و بعبارت ديگر:
ايندو قضيّه از يك باب نبوده تا در صورت عقلى بودن قضيّه اوّل فرقى بين آن و بين قضيّه دوّم نباشد و در اينجا شايسته و سزاوار ديديم كه تمام فروق و تفاوتهائى كه بين قضاياى مشهوره و اوّليّات وجود دارد در اينجا ذكر كرده تا بطلان قياس ايندو بر هم بهتر واضح و آشكار گردد و اين توهّم ديگر پيش نيايد كه اگر هردو را عقلى دانستيم لازمهاش اين باشد كه هردو مانند هم و بدون تفاوت باشند.
فروق بين قضاياى مشهوره و قضاياى اوّليّه
بين ايندو از سه جهت فرق مىباشد.
اوّل: در قضاياى تأديبات (قضاياى مشهوره) حاكم عقل عملى است ولى حاكم در قضاياى اوّليّه عقل نظرى مىباشد.
دوّم: قضاياى تأديبيّه (قضاياى مشهوره) غير از تطابق آراء عقلاء واقعيّت و حقيقتى ندارند بخلاف قضاياى اوّليّه كه واقع خارجى دارند.
سوّم: در قضاياى تأديبيّه (قضاياى مشهوره) واجب نيست كه هرعاقلى بر طبقش حكم كند و هيچ الزامى نيست كه وقتى آنها را لو خلّى و نفسه ملاحظه مىكنيم هرعاقلى بقبول آن متأدّب و بصحّتش معترف باشد چنانچه شيخ الرّئيس طبق نقلى كه قبلا از ايشان نموديم اينطور فرموده بخلاف قضاياى اوّليّه كه مجرّد تصوّر موضوع و محمول آنها براى حكم نمودن كافى است چه آنكه چارهاى نيست كه هرعاقلى بما هو عاقل در اوّل وهله تصوّر اين قبيل قضايا بآن مىبايد حكم نمايد.